معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٣٥ - الف احاديث
«اتخذوا» را بيشتر قرّاء به صيغه امر خواندهاند، ولى ابن عامر و نافع به صيغه ماضى خواندهاند. ترديدى نيست كه طبقِ قرائت نخست، كلمه مورد اختلاف، امر است و ظهور در وجوب دارد؛ ولى طبق قرائتِ دوم، جمله خبريه است و صرفاً از گذشته حكايت مىكند و ساختار آن به گونهاى نيست كه قابل حمل بر انشاء و امر باشد. علماى اماميه طبق احاديث، با انتخاب قرائتِ امر كه در مصاحف مرسوم ثبت شده است، از آن وجوبِ نمازِ طواف نزد مقام ابراهيم را استنباط كردهاند.[١]
نيز در آيه:
انَّ ابنك سَرَقَ وما شهدنا الا بما علمنا[٢]
قرائت مشهور «سَرَقَ» است، ولى از كسايى «سُرِّقَ» (يعنى متهم به سرقت شده) روايت شده است. روشن است كه دو معناى ياد شده با يكديگر مخالفت دارد.[٣]
استاد معرفت رحمةالله عليه نمونههاى بيشترى ارائه داده است كه براى پرهيز از تطويل از ذكر آن صرف نظر مىكنيم.[٤]
با اينكه به هيچ وجه در كلام خدا اختلاف راه ندارد، چگونه مىتوان اين نوع قرائات را كه با يكديگر قابل جمع نيستند، قرآن به شمار آورد و صحيح و معتبر دانست؟
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً.[٥]
شواهد نقلى
الف. احاديث
١. عن فضيل بن يسار قال: قلت لابيعبداللَّه (ع): إنّ الناس يقولون: إنّ القرآن نزل علي سبعة أحرف، فقال:" كذبوا أعداء اللَّه و لكنّه نزل علي حرف واحد
[١] . ر. ك: محمد بن حسن طوسى، التبيان فى تفسير القرآن، ج ١، صص ٤٥٣- ٤٥٢.
[٢] . يوسف، آيه ٨١.
[٣] . غرناطى كلبى، التسهيل لعلوم التنزيل، ج ٢، ص ١٢٥.
[٤] . ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، صص ٧٦- ٧٣.
[٥] . نساء، آيه ٨٢.