معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠٦ - طريق وصول به اسباب النزول
سبب نزول كاملًا واضح و روشن مىشود و مسأله جواز يا وجوب در كار نيست.[١]
طريق وصول به اسباب النزول
استاد بسيارى از روايات اسباب نزول را ضعيف و غير قابل اعتماد مىداند كه چه بسا موجب انحراف در تفسير شود و بايد از آن پرهيز كرد. ايشان بالخصوص از دوران تاريك بنى اميه نام مىبرد كه به جهت عدم كتابت احاديث اسلامى و شيوع انگيزهها و اغراض سياسى، پديده جعل حديث شيوع داشته است:
راه شناخت و پىبردن به اسباب نزول دشوار است، زيرا پيشينان در اين زمينه مطلب قابل توجهى ثبت و ضبط نكردند، جز اندكى كه كاملًا چارهساز نيست. شايد يكى از علل عدم ضبط دقيق اين بود كه خود به وضع آشنا بودند و ديگر نيازى نمىديدند كه معلومات و مشاهدات خود را بهعنوان سند براى آينده ثبت كنند. بعدها رواياتى در اين زمينه فراهم شد كه پيشتر داراى ضعف سند و غير قابل اعتماد بوده و احياناً اعمال غرض در كار وجود داشته است بهويژه دوران تاريك حكومت بنىاميه كه از روى غرضورزى آيات بىشمارى با تنظيم شأن نزولهاى ساختگى طبق دلخواه تفسير و تأويل شده است.[٢]
نمونهاى روشن از روايات ساختگى اين دوران، شأن نزول ساختگى درباره كفر ابوطالب است:
بخارى و مسلم در صحيح خود به نقل از سعيد بن مسيب آوردهاند كه چون وقت وفات ابوطالب فرا رسيد، پيامبر بر او وارد شد. ابوجهل و عبدالله بن ابى اميه نزد وى بودند. پيامبر فرمود اى عمو «لا اله الا الله» بگو تا نزد خداى تعالى به نفع تو بر مسلمانى تو گواهى دهم. ابوجهل و عبدالله گفتند اى ابوطالب آيا از دين ابراهيم روى مىگردانى؟
پيامبر فرمود مادامى كه نهى نشوم براى تو استغفار خواهم كرد. در پى اين ماجرا آيه ذيل نازل شد: ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا
[١] . همان، صص ٢٤٢ و ٩٨- ٩٧.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ١، ص ٢٤٥.