معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢١ - احاديث«سبعة احرف» در روايات اهل سنت
عبدالرحمن بن ابىبكره از پدرش روايت كند كه پيامبر (ص) فرمود: جبرئيل گفت قرآن را بر يك حرف قرائت كنيد، ميكائيل گفت: بيشتر بخواه، پس گفت: بر دو حرف، تا آنكه به شش يا هفت حرف رسيد. پس فرمود: همه آنها كفايت مىكند مادامى كه آيه عذاب به رحمت و آيه رحمت به عذاب پايان داده نشود، مانند آنكه گويى: هلمَّ و تعال.
٨. عن عبداللَّه بن مسعود أنّ النبي (ص) قال: «أنزل القرآن علي سبعة أحرف لكلّ حرف منها ظهر و بطن و لكلّ حرف حدّ و لكلّ حدّ مَطلع.»[١]
عبداللَّه بن مسعود از پيامبر (ص) نقل مىكند كه فرمود: قرآن بر هفت حرف نازل شده و براى هر حرفى از آن ظاهرى است و باطنى و حدّى و مطلعى.[٢]
٩. عن أبيهريرة أنّ رسول اللَّه (ص) قال: «نزل القرآن علي سبعة أحرف، المراء في القرآن كفر (ثلاث مرات) فما عرفتم منه فاعملوا به و ما جهلتم منه فردّوه إلي عالمه.»[٣]
ابىهريره از پيامبر (ص) نقل مىكند كه فرمود: قرآن به هفت حرف نازل شده است و جدال درباره آن كفر است (سه مرتبه اين جمله را تكرار نمود) آنچه از آن مىدانيد بدان عمل كنيد و آنچه را نمىدانيد، از عالم و داناى آن بپرسيد.
١٠. عن عمر بن أبيسلمة أنّ النبي (ص) قال لعبداللَّه بن مسعود: «أنّ الكتب كانت تنزل من السماء من باب واحد و أن القرآن أنزل من سبعة أبواب علي سبعة أحرف، حلال و حرام و محكم و متشابه و ضرب أمثال و أمر و زجر فأحل
[١] . احمد بن على بن المثنى التميمى، مسند أبىيعلى، ج ٩، ص ٢٧٨؛ محمد بن جرير طبرى، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٩.
[٢] . بر اساس آنچه ابن اثير نگاشته است« حدّ» در اين حديث به معناى نهايت و پايان است و لكلّ حدّ مُطَّلع يعنى هر حدّى داراى اوجى است كه در آگاهى از دانشِ آن، بدان صعود مىشود. ر. ك: ابى السعادات مبارك بن محمد جزرى( ابن اثير)، النهايه فى غريب الحديث و الاثر، ج ١، ص ٣٥٣؛ ج ٢، ص ١٣٢. در روايتى از اميرالمؤمنين( ع) راجع به معناى ظاهر، باطن و حد و مُطَّلع چنين آمده است:« ظاهر» تلاوت قرآن است و« باطن» فهم آن و« حدّ» احكام حلال و حرام و« مُطَّلع» چيزى است كه خداوند به وسيله آيه از بنده مىخواهد، محمدمحسن بن مرتضى( فيض كاشانى)، تفسير الصافى، ج ١،( مقدمه چهارم).
[٣] . احمد بن حنبل، المسند، ج ٢، ص ٣٠٠؛ محمد بن جرير طبرى، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٩؛ احمد بن على بن المثنى التميمى، مسند أبىيعلى، ج ١٠، ص ٤١٠.