معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧٠ - مدخل
سپس بحثى تحت عنوان «قرآن و كلمه تحريف» به ميان آمده است[١]. بحث بعدى «پندار بىپايه نسخ التلاوه» است.[٢] سپس از «مسأله انساء» (فراموش گردانيدن) سخن به ميان آمده و گفته شد اين هم همسان با مسأله پيشين است كه مىگويند آياتى وجود داشته كه از دلهاى حافظان محو شده و ذكرى از آنها به ميان نيامده است. مؤلف پس از شرح مفهوم آن، مصداق داشتن آن را رد كرده است.[٣]
بحث بعدى «اهم دلايل مؤلف [و علماى مجتهد قديم و جديد شيعه] در ردّ شبهه تحريف» است.
١. آيه ذكر:
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
ما خود، قرآن را نازل كردهايم، و خود نگهبان آنيم.[٤]
چون خداوند خالف وعده نيست؛
إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ[٥]
و طبق قاعده لطف، نزديكسازى بندگان به طاعت و دورسازى آنان از معصيت، با خداوند است.
٢. آيه عدم اتيان باطل:
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ* لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ.[٦]
٣. ضرورت تواتر قرآن: كه از آغاز به عين حروف و كلمات و عبارات و آيات خوانده و نوشته و حفظ و نقل شده است، و هر چه از ادعاهاى تحريف در مقابل اين تواتر، در حكم خبر واحد و مردود است.
٤. مسأله تطبيق دادن احاديث با قرآن كه هر چه با آن موافق باشد صادق
[١] . همان، صص ١٦- ١٤.
[٢] . همان، صص ٢٤- ١٧.
[٣] . همان، صص ٢٦- ٢٥.
[٤] . حجر، آيه ٩.
[٥] . رعد، آيه ٣١.
[٦] . فصلت، آيات ٤٢- ٤١.