معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٦٩ - مدخل
سپس ابن حزم را از اولين قائلان به تهمت تحريف قرآن، و نيز نسبت دهنده اين اعتقاد ناصواب به شيعه معرفى مىكند. او قائل به وجود آيه رجم بوده است كه سپس تلاوت [و كتابت؟] آن منسوخ شد و حكم آن باقى است.[١] سپس به شرح معناى تحريف در لغت و اصطلاح مىپردازد. تعريف اصطلاحى به نظر مؤلف ٧ گزينه است:
الف. تحريف مدلول كلام، يعنى تفسير ناموافق با لفظ يعنى تأويل نارواى آن.
ب. تحريف موضعى، از قبيل ثبت آيه يا سوره در غير محل آن.
ج. تحريف قرائتى و اين از قبيل اكثر اجتهادات قاريان [هفتگانه يا دهگانه يا غير آنان] است.
د. تحريف لهجهاى يا گويشى و اين را مادام كه بنيان كلمه يا عبارت دگرگون نشود، جايز مىشمارد.
ه. تحريف به دگرگون ساختن كلمه/ كلمات به كلمه يا كلمات مترادف با آن يا آنها. چنانكه ابن مسعود اينگونه تبديل را جايز مىشمرده است. مؤلف قائل به عدم جواز آن است و مىگويد اعجاز قرآن بر پايه لفظ و معنا است.
و. تحريف به زياده. و از نخستين قائلان به اين قول را عجارده، پيروان عبدالكريم بن عجرد از زعماى خوارج مىشمارد. نيز پيش از او ابن مسعود را كه دو سوره آخر قرآن را تعويذ مىشمرد و از نسخه مصحف خود حذف كرده بوده است.
ز. تحريف به نقصان. چنانكه ابن مسعود اين آيات قرآن را چنين مىخوانده است: وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى. كه «ما خلق» را از آغاز «و ما خلق الذكر و الانثى» حذف مىكرده است. [بعدها بسيارى كسان قائل به اين قول در موارد ديگرى از قرآن شدهاند. چه از حديثگرايان اهل سنت، چه شيعه].[٢]
[١] . الفصل، ج ٤، ص ١٨٢.
[٢] . همان، صص ١٤- ٨.