معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٧ - فصل اول ديدگاه علامه طباطبايى(ره) درباره حقيقت قرآن
به آن مستند است؛ اين حقيقت در باطن تمام آيات قرآن اعم از محكم و متشابه وجود دارد. اين حقيقت از قبيل مفاهيمى كه از الفاظ به ذهن مىرسد، نيست، بلكه امور عينى است كه به لحاظ بلندى مقامش در چهار ديوارى شبكه الفاظ جاى نمىگيرد و اگر خداوند آنها را در قالب الفاظ در آورد، براى تقريب به اذهان ما بوده است و خواسته است كه ذهن بشر را به گوشهاى از آن حقايق نزديك سازد.
در حقيقت كلام او به منزله مَثَلهايى است كه براى نزديك كردن ذهن شنونده به مقصد گوينده بيان مىشود تا مطلب بر حسب فهم شنونده روشن شود، چنانكه خود فرموده است:
وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ* وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ[١].[٢]
حاصل كلام علامه در بحث دوم نيز اين است: تأويل امر خارجى است كه نسبتش به مدلول آيه نسبت ممثل به مثل است. حقيقت خارجى كه منشأ تشريع حكمى از احكام، يا بيان معرفتى از معارف الهيه، يا منشأ وقوع حوادثى است كه قصص قرآنى آن را حكايت مىكند، هرچند امرى نيست كه لفظ حكم تشريعى يا بيان معرفت الهى يا قصص قرآنى باالمطابقه بر آن دلالت كند، اما همه اينها از آن حقيقت خارجى نشأت گرفته است و در واقع به اثر آن حقيقت اشاره دارد و به نوعى آن را حكايت مىكند.
بنابراين تأويل قرآن همان حقايق خارجى است كه آيات قرآن در معارف، شرايع و ساير بياناتش به آن حقايق مستند است، بهطورى كه اگر آن حقايق دگرگون شود، آن معارف هم كه در مضامين آيات است، دگرگون مىشود.
بر اين اساس، آيه مورد بحث كمال انطباق را با آيات سوره زخرف دارد، زيرا اين آيه نيز مىفهماند كه قرآن نازل شده، نزد خداوند داراى امرى بلند مرتبهتر و محكمتر از آن است كه عقول بشر قدرت فهم آن را داشته باشد و يا
[١] . زخرف، آيات ٤- ٢.
[٢] . ر. ك: سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٣( مج ٣- ٤)، ص ٤٩.