معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٦٢ - نظر استاد معرفت(ره)
شب قدر دريافت كنند، بدون آنكه تشابهى در كار باشد. حضرت رسول (ص) كه به مقام لدن بار يافت و قرآن را دريافت كرد، آنجا حق محض بود:
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ[١]
و جايى براى لفظ و مفهوم و اشتباه حق و باطل وجود نداشت؛ اما چون خداى سبحان مىخواهد به عربى با مردم سخن بگويد و هركس لغت و فرهنگ خاص و دقت و نظر و فكر مخصوص دارد، با كنايات، استعارات، تشبيهات، مجازات و مشتركات لفظى و معنوى سخن مىگويد و طبعاً آيات متشابهى يافت مىشوند، پس تشابه از عوارض عالم ماده است، وگرنه خداوند، تشابه نازل نكرده است.[٢]
[١] . اسراء، آيه ١٠٥.
[٢] . جوادى آملى، تسنيم، ج ١٣، ذيل آيه( غيرمطبوع)، قرآن در قرآن، صص ٤١٧- ٤١٦؛ تفسير موضوعى قرآن كريم، ج ١؛ حضرت استاد جوادى آملى( مدظله العالى) مىفرمودند: اصل اين مطلب از عرفا و حكماى گذشته است و تبيين آن در مفاتيح الغيب صدرالمتألهين( قدس سره) آمده و در مقدمه چهارم تفسير صافى( قدس الله نفسه الزكيه) ظهور كرده است. آن گاه بسط تفسيرى و پايدارى بر آن در تفسيرشريف الميزان تجلى يافته است.
ديدگاه شيرازى، صدرالمتألهين، صدرالدين محمد بن ابراهيم را در مقدمه و تعليقات مفاتيح الغيب، با تعليقات مولى على نورى، مؤسسه التاريخ العربى، چاپ اول، بيروت، ١٤١٩، ج ١، صص ٩٣- ٨٥ بنگريد. ايشان به تفصيل به اين موضوع پرداخته و روايتى را در تأييد فرمايشات خود آوردهاند. اين روايت در جوامع روايى ما يافت نشد؛ ولى در مجامع روايى اهل سنت با اندك اختلاف هست، هرچند مضمون روايت اين است كه: پيامبر( ص) به بقيع آمدند و بر روى دو قبر خاكى ايستادند و فرمودند: آيا فلان و فلانى( يا فلانيه) را اينجا دفن كرديد؟ عرض كردند: بلى. فرمودند: هماكنون فلانى را نشانده و كتك مىزنند! قسم به آنكه جانم در دست او است، ضربتى به او زدند كه همه خلايق جز جن و انس شنيدند:« لو لا تمويج قلوبكم و تزيدكم فى الحديث لسمعتم ما اسمع ...» اگر بيماردلى و پرگفتارى شما نبود، شما نيز آنچه من شنيدم مىشنيديد. پرسيدند گناهشان چه بود؟ فرمود آن يكى از بول پرهيز نمىكرد و ديگرى غيبت مردم مىكرد. ر. ك: سبل الهدى و الرشاد، ج ١٠، ص ١٢؛ صريح السنه طبرى، ج ١، ص ٢١؛ الزواجر عن افتراق الكبائر، ج ٢، ص ٢٣٢.