ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٠١ - فصل پنجم از فصول باب كه حاوى قاعدهاى عزيز و ارزشمند است كه فايدهاش براى مبتدى و منتهى عام و فرا رسنده مىباشد
ملحق به اصلش شود (و چنين مستخلصى) دور از آميزش مذكور است، پس او متحقق به مقام اخلاصى است كه شيطان بر او تسلط و غلبه ندارد، و اصل آن رها كردن حكم احديت است كه عبارت از مرتبه پروردگار بزرگ تو است كه به تسبيح اسم او؛ از حكم كثرتى كه تمام وجود بدان رنگ گرفته- خواه عابد باشد و خواه عبادت- فرماندارى، و به واسطه اين علت است كه در حال انتقال در احوال عبادات نمازى به «تكبير»- كه جامع اختلاف شئون است و مشتمل بر توجه روحانى باطنى و بدنى ظاهرى قولى و فعلى در مرتبه انسانى و سپس حيوانى و پس از آن نباتى[١] تا آنكه در حالت تشهد منتهى به شهود خدا گردد- دستور داده است، از اينروى نماز معراج مؤمن گرديده، و اين بدان جهت است كه معنى تكبير تنزيه و دور داشت او است از قيد جهات مختلف و تحولات و (تنزيه او) از قيد تعينات علمى و اعتقادى گوناگون؛ به حسب مراتب و ديگر احكام حدود ظاهرى و باطنى، پس معنى هر تكبير نمازهاى من اين كه: خداوند برتر از آن است كه به اين تحولات عبودى و مراتب كونى مقيّد گردد.
٩٨١/ ٤ سپس گوييم: راز شرط كردن احديت توجّه و عدم آميزش در هر قصدى كه بر آن مقصود مترتّب است- حتى در دعا- آن چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در شرح حديث بيان داشته كه: معنى استجابت آن؛ احديت توجه است به ظاهر و باطن آن؛ و به حاضر داشتن امر مطلوب، و توضيح آن با خواست خدا خواهد آمد.
٩٨٢/ ٤ بدان كه هر فردى از موجودات ظاهرى و باطنى؛ از آن جهت كه او است واحد است، و واحد جز با واحدى مثل خودش مقابل نمىشود و جز به اصل احدى خودش- با ملحق شدن شكل گرفتنهايش در واحديت و منشعب شدن از آن اصل به اصل خودش- ملحق نمىگردد، و اين اصل شامل بازگشت هر يك از افراد به نوع واحدى دارد و بازگشت هر يك از انواع به جنسى واحد.
٩٨٣/ ٤ اما نوع: براى اينكه تمام حقيقت هر فرد است، و اما جنس: براى اينكه تمام بهره هر نوع است، و بازگشت به جنس به واسطه اين بهره و نصيب است، در اين صورت
[١] - انسانيت در هنگام قيام است و حيوانيت در وقت ركوع و نباتيت زمان سجود.