مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٤٧ - علا
درباره حق تعالى فرمايد: «الحمد للّه الذى... دلّت عليه اعلام الظهور و امتنع على عين البصير... فهو الذى تشهد له اعلام الوجود على اقرار قلب ذى الحجور» خ ٤٩ ٨٧ و ٨٨ منظور از «اعلام الظهور» دلائل ظاهر و آشكارى است كه به وجود خدا دلالت دارند، همچنين است اعلام وجود، يعنى دلائل وجود حق تعالى آن دلائل دلالت مىكنند بر اينكه آدم منكر در قلب به خدا اقرار دارد هر چند كه در زبان انكار مىكند.
معلم (بر وزن مشعل) به معنى علامت است
«المعلم: ما يستّدل به على الطريق»
جمع آن معالم به معنى علامتهاست، درباره حقوق امام و رعيّت فرمايد: «فاذا ادّت الرعيّة الى الوالى حقّه و ادّى الوالى اليها حقّها عزّ الحقّ بينهم... و اعتدلت معالم العدل» خ ٢١٦ ٣٣٣
علن
و علانيه: آشكار شدن
«علن الامر علونا و علنا و علانية: ظهر و انتشر»
موارد زيادى از اين ماده در «نهج» آمده است. در وصف حق تعالى فرموده: «لا يلهيه صوت عن صوت و لا تهجزه هبة عن سلب و لا يشغله غضب عن رحمة... قرب فنأى و علافدنا و ظهر فبطن و بطن فعلن و دان و دان و لم يدن» خ ١٩٥ ٣٠٩ خدائيكه او را صدائى از صداى ديگر مشغول نسازد و بخشيدن به كسى از گرفتن نعمت از ديگرى مانع نمىشود و خشم گرفتن بر يكى از رحمت آوردن بر ديگرى باز نمىدارد، نزديك و دور، بالاست و به همه نزديك، آشكار و نهان، پنهان است و عيان، جزا مىدهد جزا داده نمىشود
«اعلان» آشكار كردن «معلن» به صيغه فاعل: آشكار كننده، «علانية»: آشكار چنانكه فرموده: «من اصلح سريرته اصلح اللّه علانيته» حكمت ٤٢٣ هر كه باطن خود را اصلاح كند، خداوند ظاهر او را اصلاح فرمايد.
علا
علو (بر وزن قفل) بلندى. علاء: برترى و رفعت شأن «علوّ» در قهرو غلبه و تكبر نيز به كار رود، به اصحابش درباره جنگ فرموده «فخذوا للحرب اهبتها و اعدّوا لها عدّتها فقد شبّ لظاها و علا سناها» خ ٢٦ ٦٨، ساخت جنگ را برگيريد،