مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٦٨ - ضيف
١٦٥ ٢٣٧، اگر او را به لباسها تشبيه كردى مانند لباسهاى نقشدار (گلدار) است
ضوء
نور و نورانى شدن، مصدر و اسم هر دو به كار رفته است «اضائه» لازم و متعدى هر دو آمده است «ضياء» نيز به معنى نور است، «استضائه»: كسب نور و طلب نور. موارد زيادى از آن در «نهج» به كار رفته است در حكمت ١٦٩ فرموده: «قد اضاء الصبح لذى عينين».
ابن ميثم فرموده: گوئى كسى از آن حضرت از چيزى سئوال كرده و امام جواب داده است آنگاه سائل توضيح بيشتر خواسته است. امام فرموده است: اگر بينا باشى توضيح دادم. درباره اسلام فرموده: «مضيىء المصابيح» خ ١٠٦ ١٥٣ يعنى چراغهاى آن نور دهنده است
ضيع
تباه شدن. تلف شدن.
«ضاع الشى ء ضيعا: فقد و هلك و تلف و صار مهملا»
موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است «اضاعه» تباه كردن، آنگاه كه از جريان سقيفه مىپرسيد فرمود: قريش چه گفتند جواب داده شد: گفتند: «نحن شجرة الرسول» ما از خانواده رسول خدائيم. فرمود: «احتجّوا بالشجرة و اضاعوا الثمرة» خ ٦٧ ٩٨ يعنى با شجره رسول خدا ص بودن دليل آوردند ولى ثمره شجره را كه اهل بيت رسول خداست ضايع كردند.
و نيز فرموده: «اضاعة الفرصة غصّة» حكمت ١١٨
ضيف
ميهمان. اصل آن به معنى ميل است
«ضاف الى كذا» يعنى به سوى آن ميل كرد
علّت اين تسميه آنستكه ميهمان به انسان ميل مىكند و به منزل او وارد مىشود، و چون اين كلمه در اصل مصدر است لذا جمع بسته نمىشود، اين ماده چهار بار در «نهج» آمده است.
در فرمان مالك اشتر آمده است: «و لا تضيفنّ بلاء امرء الى غيره» نامه ٥٣ ٤٣٤ يعنى عمل كسى را به ديگرى نسبت نده (ميل نده) ولى آن در نسخه صبحى صالحى «لا تضمنّ» است.
آنگاه كه به خانه علاء بن زياد حارثى در بصره وارد شده و وسعت خانه او را ديد فرمود: وسعت اين خانه را در دنيا چه مىكنى، در آخرت به آن بيشتر احتياج دارى. بلى اگر بخواهى مىتوانى با اين خانه به آخرت برسى، در آن از ميهمان پذيرائى كنى و صله رحم نمائى... «تقرى فيها الضيف و تصل فيها الرحم» خ ٢٠٩ ٣٢٤
ضيفان جمع ضيف است كه در خ ١١١ آمده است «فلا يدعون ضيفانا».