مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١١٨ - وتر
دون المسلمين لما استوبلوا من عواقب الغدر» نامه ٥٣ ٤٤٢. استيبال به معنى وبيل و سخت و دشوار يافتن چيزى و كارى است، يعنى مشركان با آنكه پائينتر از مسلمانان بودند وفا به عهد را ملازم شدند زيرا كه عواقب وخيم و سخت غدر و فريب را دانستند. «سحّا وابلا» خ ١١٥ ١٧٢ يعنى باران پى در پى و شديد و تند. كه در «سحح» گذشت «العذاب الوبيل» خ ١٦١ عذاب سخت
وتد
(مثل شرف) ميخ. هفت مورد از آن در «نهج» آمده است در خ ١ ٣٩ فرموده: «فطر الخلائق بقدرته و نشر الرياح برحمة و وتدّ بالصخور ميدان ارضه» خلائق را با قدرت خود آفريد، بادها را با رحمت خود برانگيخت و با صخرهها و كوهها بالا و پائين رفتن زمين را ميخكوب كرد چنانكه در قرآن مجيد فرمود: «وَ الْجِبالَ أَوْتاداً» از اين معلوم مىشود كه مركز زمين عذاب است و غلطان و ريشه كوهها در زمين فرو رفته و زمين را ميخكوب كردهاند و مانع بالا و پائين رفتن پوسته زمين هستند، در خ ١٧١ ٢٤٥ فرموده: «و ربّ الجبال الرواسى الّتى جعلها للارض اوتادا» پروردگار كوههاى محكم كه آنها را براى زمين ميخها قرار داده است، به محمد بن حنفيّه در روز جمل فرمود: «تد فى الارض قدمك ارم ببصرك اقصى القوم» خ ١١ ٥٥ ثابت و محكم كن در زمين پاى خودت را، چشم به آخر قوم بدوز «وتد يتد» لازم و متعدى هر دو آمده است.
وتر
(مثل عقل) فرد. مقابل شفع (زوج) و نيز تنها گذاشتن. گويند
«وترت الرجل» يعنى از او كسى را كشتم و او را تنها گذاشتم
«مواتره»: پى در پى بودن «وتر» (مثل شرف) زه كمان، مواردى از آن در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «و اتر اليهم انبيائه» خ ١ ٤٣ يعنى پى در پى فرستاد براى مردم پيامبرانش را و نيز از قرآن مجيد شاهد آورده كه: ﴿فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ﴾ وَ خ ٦٦ ٩٧ وتر در آيه به معنى نقص است:
«وتر ماله: نقصه ايّاه»
يعنى خدا با شماست و هرگز اعمال شما را ناقص الاجر نخواهد كرد و مطابق آن پاداش خواهد داد، و نيز فرموده: «الداعى بلا عمل كالرامى بلا وتر» حكمت ٣٣٧، آنكه مردم را بدون عمل