مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٧٨ - غرر
عليه و آله فرموده: «و المصطفى لكرائم رسالاته و الموضّحة به اشراط الهدى و المجلّو به غربيب العمى» خ ١٧٨ ٢٥٧، برگزيده شده براى رسالتهاى محترم و آشكار شده به وسيله او علامات هدايت و روشن شده با او تاريكى شديد ضلالت
غربل
اين ماده فقط دو بار در «نهج» آمده است آنگاه كه بيعت به آن حضرت تمام شد، در ضمن كلامى فرمود: «و الذى بعثه بالحق لتبلبلنّ بلبلة و لتعزبلنّ غربلة و لتساطنّ سوط القدر حتى يعود اسفلكم اعلاكم...» خ ١٦ ٥٧، به خدائيكه او را به حق مبعوث كرد، آميخته مىشويد آميخته شدن كامل، غربال مىشويد غربال شدن كامل، و در آميخته مىشويد مانند آنچه در ديك است به وقت غليان، تا پائينتر شما بالاترتان باشد منظور از آن در «بلبل» گذشت، ذيل خطبه نشان از تصفيه كامل و جاى گرفتن حق و باطل در جاى خود است
غرث
(بر وزن شرف) گرسنه شدن:
«غرث غرثا: جاع»
غرثان: گرسنه «غرثى» گرسنگان، آن فقط يك بار در «نهج» آمده است در نامه ٤٥ ٤١٨ به عثمان بن حنيف مىنويسد: «هيهات ان... ابيت مبطانا و حولى بطون غرثى و اكباد حولى» نامه ٤٥ ٤١٨، هيهات كه با شكم پر بخوابم حال آنكه در اطراف من شكمهاى گرسنه و جگرهاى عطشان وجود دارند
غرد
(بر وزن شرف) آواز خواندن پرنده با صداى بلند
«غرد الطائر غردا: رفع صوته فى غنائه و طرب به»
تغريد نيز به همان معنى است و فقط يكبار در «نهج» آمده است. درباره علم خداوند فرموده است: «عالم السرّ من ضمائر المضمرين... و تغريد ذوات المنطق فى دياجير الاوكار» خ ٩١ ١٣٥، داناى نهانهاست راز رازداران را و آواز خواندن پرندگان در تاريكيهاى آشيانهها را
غرر
غرّ، غرور و غرّة: فريب دادن، و تطميع به باطل.
«غرّ فلانا غرّا و غرورا و غرّة: خدعه و اطمعه بباطل»
«غرور» به فتح اول: فريب دهنده. مال باشد يا جاه و يا شيطان، كلمه «ما غرّك بفلان» را چطور به او جرئت كردى گفتهاند، موارد زيادى از آن در «نهج» به كار رفته است، در روز نهروان خطاب به كشتگان خوارج فرمود: «بؤسا لكم لقد ضرّكم من غرّكم» بدا به حال شما، آنكه شما را فريفت زيانتان رسانيد،