مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٧٠ - قاعده
در قراق رسول خدا ٦ فرمايد: «بابى انت و امّى يا رسول الله لقد انقطع بموتك ما لم ينقطع بموت غيرك من النبوّة و الانباء و اخبار السماء» خ ٢٣٥ ٣٥٥ «ضرس قاطع» دندان برنده درباره جاهل عالم نما فرموده: «لم يعضّ على العلم بضرس قاطع» خ ١٧ ٩٥ چنانكه در «ضرس» گذشت «مقطّعات النيران» خ ١٠٩ تكّه شدههاى آتش
قطن
قطون: اقامت و وطن گزيدن، آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، درباره دنيا فرموده: «فانّها دار شخوص... ساكنها ظاعن و قاطنها بائن» خ ١٩٦ ٣١٠، دنيا ديار انتقال است، سكونت كننده آن كوچ كننده است و اقامت كنندهاش جدا شونده است
قعب
(مثل عقل) كاسه بزرگ، آن فقط يك بار در «نهج» آمده است در مذمّت ياران فرموده: «فلو ائتمنت احدكم على قعب لخشيت ان يذهب بعلاقته» خ ٢٥ ٦٧، يعنى اگر يكى از شما را بر كاسه بزرگى امين گردانم مىترسم كه بند آنرا ببرد
قعود
نشستن. به كوتاهى از كار نيز اطلاق مىشود مواردى از آن در «نهج» آمده است، در رابطه با آدم ميّت فرموده: «حتّى اذا انصرف المشيّع و رجع المتفّجع اقعد فى حضرته نجيّا لبهتة السئوال و عثرة الامتحان» خ ٨٣ ١١٣، چون تشييع كنندگان و مصيبت زدگان برگشتند، در قبرش نشانده مىشود به طور نجوى براى سوال قبر مبهوت كنده و خطا كردن در امتحان. از اين معلوم مىشود كه در قبر، روح در بدن ميّت داخل مىشود و او را مىنشانند، چنانكه در روايات آمده است و نيز از ميت به طور نجوى سئوال مىشود كه كسى جز او نشنود
قاعده
پايه و اساس، جمع آن قواعد است، درباره كوهها فرموده: «و اساخ قواعدها فى متون اقطارها» خ ٢١١ ٣٢٨ پايههاى كوهها را در متون و شكمهاى اطراف زمين فرو برده است.
از رسول خدا ٦ نقل مىكند كه به آنحضرت دروغ بستند تا جائيكه بر مردم خطبه خواند و در آن گفت: «من كذب علّى فليتبوء مقعده من النار» خ ٢١٠ ٣٢٥ «يتبّوء» امر غائب است به معنى آماده كند، يا نازل شود، يعنى هر كس