مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٢٠ - وثق
در نظر بگيريد و از وسط آن بزنيد كه شيطان در آن جاى گرفته، دستى را براى حمله باز كرده و پا را براى فرار آماده نموده است (يعنى اگر ترسيديد او حمله مىكند و اگر حمله كرديد فرار مىنمايد) عين جمله طلائى امام صلوات الله عليه چنين است: «قد قدّم للوثبة يدا و اخّر للنكوص رجلا» خ ٦٦ ٩٧، «وثبه» به معنى حمله و هجوم است.
درباره مهار شدن مركز مذاب زمين به وسيله پوسته آن و كوهها، فرموده: «فهمد بعد نزقاته و لبد بعد زيفان و ثباته» خ ٩١ ١٣٢ يعنى بعد از اضطراب و طپشهايش خاموش شد و بعد از جهش موجهايش ايستاد.
وثق
وثوق و ثقه: اعتماد كردن: «وثق به وثوقا وثقه» يعنى به او اعتماد كرد. «وثاقة» محكم و ثابت شدن:
«وثق وثاقة: قوى و ثبت»
«ايثاق»: بستن،: «اوثقه ايثاقا»: او را بست «وثاق» مصدر است به معنى بستن و چيزى كه با آن مىبندند، مواردى از آن در «نهج» آمده است.
چنانكه فرموده: «اليوم تواقفنا على سبيل الحق و الباطل من وثق بماء لم يظماء» خ ٤ ٥١، امروز بر راه حق و باطل واقف شديم آنكه به آبى اعتماد دارد تشنه نمىشود، ابن ميثم فرموده: يعنى اگر بر من اعتماد كرده و فرمانم را قبول كرديد سعادت مىيابيد، چنانكه كسى كه آب در كوزه دارد تشنه نمىشود.
و نيز فرمايد: «و التقصير فى حسن العمل اذا وثقت بالثواب عليه غبن» حكمت ٣٨٤ تقصير و كوتاهى در عمل بعد از اعتماد به ثواب آن مغبونى است و نيز فرمايد: «الكلام فى وثاقك ما لم تتكلم به فاذا تكلّمت صرت فى وثاقه» حكمت ٣٨١، سخن در «بند» توست تا به زبان نياوردهاى و چون تكلم كردى تو در «بند» سخن هستى. «ميثاق» عهد و پيمان محكم. درباره بعثت انبياء : فرموده: «و واتر اليهم انبيائه ليستأدوهم ميثاق فطرته و يذكّروهم منسّى نعمته» خ ١ ٤٣، پيامبران را پى در پى فرستاد تا پيمان محكم فطرت خدائى را كه توحيد است از مردم بخواهند و نعمت از ياد رفته را به نظرشان آورند و آن عهد وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ است كه در نهاد انسان گذاشته شده است «وثيق»: محكم. «اوثق» محكمتر