مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٠٤ - فحص
فجع
در اصل به معنى درد آوردن است:
«فجعه فجعا: اوجعه»
فجع آن است كه از بين رفتن چيزى عزيز انسان را به درد آورد «فاجعه» واقعه دردآور، مواردى از آن در «نهج» ديده مىشود، درباره دنيا فرموده: «كم من واثق بها قد فجعته و ذى طمأنينة اليها قد صرعته» خ ١١١ ١٦٥ چه بسا اعتماد كننده به دنيا كه دنيا او را به درد آورده و چه بسا اطمينان كننده كه دنيا او را به زمين زده است و درباره مردگان فرموده: «لا يخشى فجعهم و لا يخشى دفعهم» خ ١١١ ١٦٦ كسى از درد آوردن آنها نمىترسد و از دفعشان باكى ندارد «راحت بعافية و ابتكرت بفجيعة» حكمت ١٣١ روز را به شب رسانيد با عافيت و صبح كرد با حادثه دردآور «فجايع الدنيا» نامه ٣١ حادثههاى دردآور آن
فجو
فجوه: جاى وسيع «الساحة الواسعة» و آن دو بار در «نهج» آمده است درباره اموات فرموده: «فاصبحوا فى فجوات قبورهم جمادا لا ينمون و ضمارا لا يوجدون» خ ٢٢١ ٣٣٩ در شكافهاى قبورشان جماد شدند كه نموّ نمىكنند و نهانها كه پيدا نيستند.
درباره ملائكه فرموده: «و بين فجوات تلك الفروج زجل المسبّحين منهم فى حظائر القدس» خ ٩١ ١٢٨ در ميان ميدانهاى آن شكافها خروش ملائكه تسبيح كننده است كه در خطيرههاى قدس هستند
فحش
كار بسيار زشت،
ابن اثير در نهايه گويد: فحش و فاحشه و فحشاء هر قول و فعلى است كه قبح آن بزرگ باشد
بعضى مطلق قبح گفتهاند. و آن چند بار در «نهج» آمده است: «افحش الظلم» نامه ٣١ يعنى قبحترين ظلم، «ضيقا فاحشا» نامه ٥٣ تنگى آشكار
فحص
فحص و تفحص: جستجو كردن
«فحص القطا التراب» يعنى محلى در آن براى تخم گذاشتن كند
اين لفظ سه بار در «نهج» آمده است، در مقام موعظه فرموده،: «عباد الله احذروا يوما تفحص فيه الاعمال و يكثر فيه الزلزال و تشيب فيه الاطفال» خ ١٥٧ ٢٢٢ بندگان خدا بترسيد از روزيكه اعمال وارسى و حساب و يا كشف مىشود و زلزله زياد مىگردد و اطفال پير مىشوند: «﴿يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً﴾»