مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٢١ - شول
حضرت با منطق معاويه پيش رفته است و نمىشد به معاويه بگويد: من در روز غدير براى اينكار انتخاب شدهام و گرنه معاويه قبول نمىكرد
شوق
ميل شديد:
«الشوق: نزوع النفس و حركة الهوى»
دوازده مورد از آن در «نهج» ديده مىشود ولى در قرآن مجيد نيامده است چنانكه فرمايد: «يا دنيا يا دنيا اليك عنّى ابى تعرّضت ام الىّ تشوّقت لاحان حينك» حكمت ٧٧، اى دنيا از من دور شو آيا به من رو آوردهاى و يا به من شائق شدهاى نرسد آن وقتت كه مرا بفريبى. درباره فرزندان معصومش كه شائق ديدار آنها بود فرموده است: «اولئك خلفاء اللّه فى ارضه و الدعاة الى دينه آه آه شوقا الى رؤيتهم، انصرف يا كميل اذا شئت» حكمت ١٤٧، آنها خلفاء اللّه در زمين و داعيان به دين خدايند آه آه چقدر به ديدار آنها شائقم، كميل اگر مىخواهى برگرد
مشتاق به معنى شائق است كه در نامه شصت و دو آمده است.
شوك
خار.
راغب گويد: به اسلحه و سختى نيز شوك گفته مىشود و نيز به معنى قدرت نيز آيد
پنج مورد از آن در «نهج» آمده است، در جواب آندو نفر كه از حضرت مىخواستند قاتلان عثمان را تعقيب كند فرمود: چطور ميسّر است كه اينكار انجام شود با آنكه انقلابيون هنوز در قدرت هستند و مسلّط بر ما مىباشند نه ما بر آنها.
: «و القوم المجلبون على حدّ شوكتهم بملكوننا و لا نملكهم» خ ١٦٨ ٢٤٣.
در مقام موعظه فرموده است: آيا مىدانيد كه يكى از شما ناله مىكند از خاريكه به بدنش فرو مىرود و از لغزيدنى كه او را خونى مىكند و از زمين سوزانيكه او را مىسوزاند چگونه است كه انسان ميان دو تا آجر بزرگ از آتش باشد.: «افرائتم جزع احدكم من الشوكة تصيبه و العثرة تدميه و الرمضاء تحرقه فكيف اذا كان بين طابقين من نار» خ ١٨٣ ٢٦٧ «ناقش الشوكة» در «داء» گذشت
شول
بالا بردن و بالا رفتن:
«شالت الناقه بذنبها» شتر دم خود بلند كرد و دم بلند شد
اشاله: بلند كردن. شائله: ناقهايكه هفت ماه از حاملگى يا زادن آن گذشته و پستانش بالا آمده است، جمع آن شول (مثل قول) است بر غير قباس، از اين ماده فقط دو مورد در «نهج» آمده است، در مقام نصيحت فرموده: «فكانّكم بالساعة تحدوكم حدو الزاجر بشوله» خ ١٥٧ ٢٢١ گويا قيامت شما ترا مىخواند مانند