مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٧٢ - غبر
باب الغين
غبّ
غبّ به كسر اول يك روز نه و يك روز آرى، گويند:
«غبّ عن القوم غبّا: اتاهم يوما و ترك يوما»
تب يك روز در ميان را «حمىّ الغبّ» گويند
شش مورد از اين ماده در «نهج» آمده است به امام حسن و حسين ٣ فرمايد: «الله الله فى الايتام فلا تغبّوا افواههم و لا بضيّعوا بحضرنكم» نامه ٤٧ ٤٢١ يعنى: دهانهاى يتيمان را يك روز در ميان نكنيد كه يك روز نان پيدا كنند و يك روز نه (گاه گرسنه و گاه سير مگذاريد) و در حضور شما ضايع نشوند.
در حكمت ٢٢٨ فرمايد: «و من لهج قلبه بحبّ الدنيا التاط قلبه منها بثلاث همّ لا يغبّه و حرص لا يتركه و امل لا يدركه» هر كه قلبش به دوستى دنيا شيفته باشد قلبش از دنيا به سه چيز چسبيده است، اندوهى كه پيوسته است (گاهى باشد گاهى نباشد نيست) و حرصى كه او را رها نمىكند و آرزوئى كه به آن نمىرسد
«مغبّه»: عاقبت شىء، چنانكه در حكمت ٢١٠ فرموده: «اتقوا الله تقيّة من... نظر فى كرّة الموئل و عاقبة المصدر و مغبّة المرجع» بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه نگاه كرده به آمدن قرارگاه (قيامت) و آخر زندگى و عاقبت بعد از مرگ «الذّ مغّبة» نامه ٣١ «مغّبة ذلك» نامه ٥٣ هر دو به معنى عاقبت است.
غبر
غبور: ماندن و رفتن:
«غبر غبورا: مكث و بقى و ذهب و مضى»
و آن از لغات اضداد است «غبار» بقيّه خاك پراكنده شده است «غابر»: كسى كه بعد از رفتن آنكه با او بوده، مانده است ده مورد از اين ماده در «نهج» آمده است، درباره پيامبران