مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٢٣ - فقد
شيئا فانّ صغيره كبير و قليله كثير» و نيز فرموده: «توقّوا البرد فى اوّله و تلقّوه فى آخره فانّه يفعل فى الابدان كفعله فى الاشجار» حكمت ١٢٨ كه در «برد» گذشت
«افاعيل» جمع فعال و آن جمع فعل است،
محمد عبده گويد: افعوله به معنى كار بد و جمع آن افاعيل است
آن حضرت به معاويه مىنويسد: «فاراد قومنا فتل نبيّنا و اجتياح اصلنا و همّوا بنا الهموم و فعلوا بنا الافاعيل» نامه ٩ ٣٦٨ يعنى قريش در اوّل كار خواستند رسول خدا ٦ را بكشند و ريشه ما را بر كنند و قصد كردند كه اندوهها بر ما وارد كنند و كارهاى زشتى يا كارهاى زيادى بر عليه ما كردند.
فغر
باز كردن دهان.
«فغر فاه فغرا: فتحه»
به معنى باز شدن دهان نيز آيد «فاغره» دهان، آن فقط چهار بار در «نهج» آمده است، درباره پيشوايان ظالم بعد از خود فرموده: «فاذا فغرت فاغرته... و ثقلت فى الارض وطأته غضّت الفتنة ابنائها بانيابها» خ ١٠١ ١٤٧ چون ستمگر شام دهانش باز شود و پايش در زمين محكم گردد، فتنه فرزندان خود را با دندان خواهد گزيد.
باز در همان رابطه فرموده: «كانّى به قد نعق بالشام... و فرش الارض بالرؤوس قد فغرت فاغرته و ثقلت فى الارض وطأته» خ ١٣٨ ١٩٦
فقأ
شكستن و به قولى كندن:
«فقأ العين فقأ: كسره و قيل قلعه»
آن فقط يك بار در «نهج» آمده است. درباره كشتن خوارج فرموده: «ايّها الناس فانّى فقأت عين الفتنة و لم يكن ليجترىء عليها احد غيرى» خ ٩٣ ١٣٧ مردم بدانيد من چشم فتنه را كندم، غير از من كسى بر آن جرئت نداشت، مشروح آن در «خرج- خوارج» گذشت
فقد
گم شدن. غائب شدن.
راغب گويد: فقد نبودن شىء است بعد از بودن
و آن از «عدم» اخصّ است «تفقّد» آن است كه در حال غيبت چيزى، از آن جويا شويم، موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است آن حضرت دو بار فرموده است «سلونى قبل ان تفقدونى» پيش از آنكه مرا از دست بدهيد هر چه مىخواهيد از من بپرسيد خ ٩٣ ١٣٧ و ١٨٩ ٢٨٠ و يك دفعه فرموده: اگر مرا از دست بدهيد و