مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٤٨ - نطق
خوارج كه به حضرت خبر دادند: آنها از رودخانه نهروان گذشتهاند، فرمود: «مصارعهم دون النطفة و الله لا يفلت منهم عشرة و لا يهلك منكم عشرة» خ ٥٩ ٩٣، محلهاى قتل آنها اين طرف آب است، به خدا قسم ده نفر از آنها نجات نمىيابد و ده نفر از شما كشته نمىشود. و در موقع رفتن به صفين فرمود: «و قد رأيت ان اقطع هذه النطفة الى شر ذمة منكم موّطنين اكناف دجلة» خ ٤٨ ٨٧ چنان ديدم كه از اين آب بگذرم به طرف جمعى از شما كه در اطراف دجله ساكن هستند. و آنگاه كه گفته شد: خوارج همه كشته شدند فرمود: «كلّا و اللّه انّهم نطف فى اصلاب الرجال و قرارات النساء» خ ٦٠ ٩٣ كه در (خرج) گذشت.
نطق
نطق و منطق: سخن گفتن. اهل عربيّت گفتهاند. نطق در غير انسان به كار نرود و در غير انسان صورت گويند، راغب نيز آنرا مسلّم دانسته است، ولى قرآن مجيد آنرا در انسان، پرندگان، كتاب و اعضاء انسان و غيره به كار برده است، موارد بىشمارى از آن در «نهج» آمده است.
درباره خود فرموده: «اقمت لكم على سنن الحقّ فى جوادّ المضلة... اليوم انطق لكم العجماء ذات البيان» خ ٤ ٥١ شما را در راههاى حق قرار دادم در راههاى ضلالت... امروز براى شما حيوان بىزبان را به سخن در آورده و گويا مىگردانم، گويند منظور از «عجماء» رموز و اشارات آن حضرت است كه غامضند ولى آنها را بيان مىفرمايد.
نطاق (مثل رجال) كه طنابى كه با آن جهاز را بر شتر و غيره مىبندند. و نيز كمربند را گويند:
«النطاق: ما يشدّ به الوسط»
از حضرت سؤال شد كه رسول خدا ٦ فرموده: «غيّر و الشيب و لا تشبهّوا باليهود» ريش را با خضاب تغيير رنگ دهيد و به يهود شبيه نباشيد، فرمود: «انّما قال ٦ ذلك و الدين قلّ فامّا الان قد اتسعّ نطاقه و ضرب بجرانه فامرو و ما اختار» حكمت ١٧، يعنى حضرت آن را در روزى فرمودند كه اهل دين كم بودند ولى الان كمربند (ميدان) دين وسيع شده و شتر دين گردنش را به زمين زده (به تمكّن رسيده) انسان اختيار دارد خضاب كند يا نكند «قل» (مثل كلّ) قليل الاهل