مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٠٩ - شقو
در شقّى غير از شقّ ديگرى است «شقيق» برادر و برادر پدرى كه هر دو از يك نفر شكافته و توليد شدهاند و نيز هر دو نصف شده را شقيق يكديگر گويند بيست و سه مورد از اين ماده در «نهج» آمده است. در باره خودش فرموده روز «احد» شهدا شهيدند و من نشدم، اين بر من سخت آمد.» و حيزت عنّى الشهادة فشقّ ذلك علىّ» خ ١٥٦ ٢٢٠ در خطبه شقشقيه فرموده: پس از قتل عثمان مرا آن وحشت انداخت كه مردم مان ٠ ند موهاى گردن كفتار به طرف من آمدند، ازدحام مىكردند به طرف من مانند رفتن گوسفندان به خوابگاه «حتى لقد وطىء الحسنان و شقَّ عطفاى» خ ٣ ٤٩، تا جائيكه حسنين ٨ به زمين افتادند و دو طرف بدن من خراش برداشت، معنى جمله در «حسن» گذشت.
در حكمت ٣١ فرموده: «و من شاقَّ و عرت عليه طرقه و اعضل عليه امره» هر كه دشمنى ورزد راهش بر او ناهموار مىشود و كارش بر او سخت مىگردد. و آنگاه كه دهاقين انبار در پيشاپيشش مانند بردگان دويدند فرمود: اين چه كارى است كه كرديد گفتند: عادتى است كه با بزرگان مىكنيم. فرمود: به خدا قسم حاكمانتان از اينكار بهره نمىبرند
و شما خود را در دنيا به مشقت مىاندازيد و در آخرت بدبخت مىشويد (زيرا كه اينكار آنها را متكبر مىگرداند) «و انكّم لتشقّون على انفسكم فى دنيا كم و تشقون به فى آخرتكم» حكمت ٣٧.
«تشقون» در اول مشدّد به معنى سختى و در دوم مخفّف به معنى شقاوت است.
شقو
شقو، شقوه، شقاوت و شقاء: بدبختى و خلاف سعادت. شقىّ: بدبخت. اشقى: بدبختتر. هيجده مورد از اين ماده در «نهج» آمده است. در مقام نصيحت فرموده: «عباد الله... فان الله قد اوضح لكم سبيل الحق و انار طرقه فشقوة لازمة او سعادة دائمة» خ ١٥٨ ٢٢١.
به معاويه مىنويسد: «چيزى نگذشته كه شبيه گشتى به عموها و دائىهاى خود كه شقاوت و آرزوهاى باطل آنها را به انكار نبوّت محمد صلى الله عليه و اله واداشت و در قتلگاه خويش افتادند. بطوريكه مىدانى. «و قريب ما اشبهت من اعمام و اخوال حملتهم الشقاوة و تمنّى الباطل على الجحود بمحمد ٦ فصرعوا