مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٨١ - مضغ
الامصار العظام فانّها جماع المسلمين» نامه ٦٩ ٤٦٠ حذر كن از مصاحبت آنكه رأيش به خطا مىرود و عملش بد است، و در شهرهاى بزرگ ساكن باش كه آنها محلّ اجتماع مسلمين است
مصص
مصاص (مثل غراب) خالص شىء است و آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، بعد از برگشتن از صفين در خطبهاى كه خواند فرمود: «و اشهد ان لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له شهادة ممتحنا اخلاصها معتقدا مصاصها» خ ٢ ٤٦، يعنى شهادتى كه اخلاص آن آزمايش شده و به خالص آن ايمان آورده شده است
مضر
(مثل هنر) نام قبيلهاى از قبائل «يمن» است كه در «ربع- ربيعه» گذشت و فقط يك بار در «نهج» آمده است
مضض
مضّ (مثل عقل) مكيدن يا مكيدن اشّد، به درد آوردن و سوزاندن اندوه قلب انسان را. چهار مورد از آن در «نهج» آمده است، مىفرمايد: ما در زمان رسول خدا ٦ (براى حفظ اسلام) پدران و پسران و برادران و عموهاى خود را مىكشتيم و اين امر بر ما جز ايمان و تسليم نمىافزود: «ما يزيدنا ذلك الّا ايمانا و تسليما و مضّينا على اللقم و صبرا على مضض الالم» خ ٥٦ ٩٢، نمىافزود بر ما مگر ايمان و تسليم و رفتن در جاده آشكار و صبر بر سوزاندن درد را
در مقام موعظه فرموده: «اما ترحم نفسك ما ترحم من غيرك فلرّبما... ترى المبتلى بالم يمّض جسده فتبكى رحمة له فما صبرك على دائك» خ ٢٢٣ ٣٤٤ «يمضّ» از باب افعال به معنى سوزاندن و به درد آوردن است يعنى آيا به خود رحم نمىكنى چنانكه به ديگران مىكنى، گاهى مىبينى كه درد جسد شخصى را مىسوزاند براى او گريه مىكنى پس چرا در مقابل درد خود اين قدر صبورى
مضغ
جويدن. دو مورد از آن در «نهج» آمده است، درباره تقرّب خودش به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده: «و كان يمضغ الشىء ثم يلقمنيه» خ ١٩٢ ٣٠٠ آن حضرت طعام را به دندان مباركش مىجويد و بعد به من خورانيد،