مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٩٦ - مهد
منّيه
(مثل سريّه) مرگ. اصل ماده به معنى اندازهگيرى است مرگ را «منّيه» گويند كه اندازهگيرى شده است، جمع آن منايا است بيست مورد از آن در «نهج» آمده است، در مقام موعظه فرموده: «فكان قد علقتكم مخالب المنّية و انقطعت عنكم علائق الامنّية» خ ١١٦ ٨٥ گوئى كه چنگالهاى مرگ بر شما چسبيده و روابط آرزوها قطع شده است و نيز فرمايد: «المنّية و لا الدنّية و التقّلل و لا التوّسل. من لم يعط قاعدا لم يعط قائما، الدهر يومان يوم لك و يوم عليك» حكمت ٣٩٦ يعنى مرگ را اختيار كردن نه خوارى و ذلّت را، با مال اندك ساختن نه توسّل به اين و آن، هر كس به آسانى چيزى داده نشود به دشوارى داده نمىشود (كار دست خداست) روزگار دو روز است روزى براى تو و روزى بر عليه تو... و نيز فرمايد: «انّما المرء فى الدنيا غرض تنتضل فيه المنايا و نهب تبادره المصائب» حكمت ١٩١ انسان در دنيا هدفى است كه تيرهاى مرگ به او مىرسد و در او ثابت مىماند و انسان غارت شدهاى است كه مصائب پى در پى به او فرود مىآيد
منى
(مثل رضا) محل مشهور در مكّه معظمه و جايگاه قربانى و بيتوته و عبادت است و آن فقط يكبار در «نهج» ديده مىشود، به فرمانداران درباره وقت نماز نوشته: «و صلّوا بهم المغرب حين يفطر الصائم و يدفع الحاج الى منى» نامه ٥٢ ٤٢٦، نماز مغرب را براى مردم بخوانيد، موقعى آدم روزهدار افطار مىكند، و حاجى از عرفه به منى كوچ مىنمايد
مهج
يكى از معانى مهجه (مثل شبهه) روح است كه فقط يك بار در «نهج» آمده است چنانكه در آمدن آخرت فرموده: «و ينفخ فى الصور فتزهق كل مهجة و تبكم كلّ لهجة» خ ١٩٥ ٣١٠، به صور دميده مىشود، هر روح از بدن مىرود و هر منطق از كار مىافتد
مهد
آماده كردن:
«مهد الفراش: بسطه و وطّاه»
و نيز به معنى آماده شده آيد، مهاد: آماده شده. تمهيد: آماده كردن، مواردى از آن در «نهج» آمده است «مهّد ارضه» خ ٩١ به معنى زمين را آماده براى زندگى كرد.
درباره مرگ فرمود: «و امهدوا له قبل حلوله و اعدّوا له قبل نزوله» خ ١٩٠ ٢٨١