مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٣٣ - عقبول
اى كاش شما را نمىشناختم، شناختنى كه به خدا قسم ندامت پيش آورد و غم و غصّه را در پى داشت: «معرفة و اللّه جرّت ندما و اعقبت سدما» خ ٢٧ ٧٠ درباره شهادت خويش فرموده: «و ستعقبون منّى جثّة خلاء ساكنة بعد حراك و صامتة بعد نطق» خ ١٤٩ ٢٠٧ به زودى نگه داشته مىشويد بعد از من (مىماند براى شما از من) جسدى بىروح كه بعد از حركت آرام گشته و بعد از گويائى دم فرو بسته است.
اعتقاب: حبس كردن
«اعتقب السلعة: حبسها»
در وصف مغول فرموده: «يلبسون السرق الديباج و يعتقبون الخيل العتاق» ح ١٢٨ ١٨٦ مىپوشند ديبا و حرير را و حبس مىكنند اسبان اصيل را، محمد عبده گويد: حبس و منع مىكنند اسبان اصيل را از ديگران. و شايد منظور نگاهدارى باشد يعنى اسبان اصيل را نگاهدارى مىكنند.
راجع به آثار وضعى كار خوب فرموده: «احسنوا فى عقب غيركم تحفظوا فى عقبكم» حكمت ٢٦٤ به فرزندان ديگران نيكى كنيد تا در فرزندان خودتان مراعات كرده شويد يعنى مردم نيز در اثر كار شما فرزندان شما را نيكى كنند.
در تشويق به جنگ فرمايد: «و استحيوا من الفرّ فانّه عار فى الاعقاب و نار يوم الحساب» خ ٦٦ ٩٧ از فرار كردن شرم كنيد آن عار و ننگ است در نسلها و فرزندان و آتش است در روز قيامت
عقبه
گردنه. و راهى در قلّه كوه كه توأم با عقوبت و مشقت است و آن فقط دوبار در «نهج» آمده است در خ ٢٠٤ و نامه ٣١. «تجهّزوا رحمكم اللّه... فان امامكم عقبة كوؤدا و منازل مخوفة مهولة لا بدّ من الورود عليها و الوقوف عندها» خ ٢٠٤ ٣٢١.
آماده مرگ باشيد خدا رحمتتان كند، كه در پيش روى شما منازل خوفناك و هولناك هست كه ناچار بايد به آنها وارد شد و در كنار آنها ايستاد.
عقبول
و عقبوله: جوش و زخمى است كه در اثر تب در لب انسان توليد مىشود. بقاياى عشق و عداوت و مرض نيز گفتهاند. جمع آن عقابيل به معنى