مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٣٣ - فوز
من طلبها الى غير اهلها» حكمت ٦٦، روا نشدن حاجت و از دست رفتن آن آسانتر است تا آنرا از نا اهل خواستن.
و نيز فرمايد: «انّ الدنيا و الاخرة عدوّان متفاوتان و سبيلان مختلفان فمن احبّ الدنيا و تولّاها ابغض الآخرة و عاداها...» حكمت ١٠٣ و در حكمت ٤٠٣ فرموده: «من اؤما الى متفاوت خذلته الحيل» يعنى هر كس چيزهاى متفاوت و گوناگون را قصد و طلب كند تدبيرها او را ناتوان سازد، گويا منظور آن است كه «با يك دست دو هندوانه نتوان برداشت»
فوج
گروه. دسته. آن تنها يك بار در «نهج» ديده مىشود به معاويه نوشته: «و لمّا ادخل الله العرب فى دينه افواجا... كنتم ممّن دخل فى الدين امّا رغبة و امّا رهبة على حين فاز اهل السبق بسبقهم...» نامه ١٧ ٣٧٥، چون خداوند عرب را فوج فوج به دين خود داخل كرد، شما بنى اميّه بعضى از روى رغبت و بعضى از ترس داخل شديد، آنگاه كه ديگران كوى سبقت را ربوده بودند
فور
جوشيدن. غليان، راغب قيد شدت را بر آن افزوده و گويد: آن در آتش و ديك و غضب گفته مىشود، سه مورد از آن در كلام امام ٧ آمده است، چنانكه فرموده: «و لا تقتحموا ما استقبلتم من فور نار الفتنة و اميطوا عن سننها» خ ١٨٧ ٢٧٧، وارد نشويد به فوران آتش فتنه كه با آن روبرو شدهايد و كنار باشيد از راه و مسير آن.
درباره غاصبان خلافت فرموده: «حاول القوم اطفاء نور الله من مصاحبه و سدّ فوّاره من ينبوعه» خ ١٦٢ ٢٣٢ فوّار و فوّاره سوراخى است كه آب از آن به شدّت بيرون مىزند، يعنى قوم خواستند نور خدا را از چراغش خاموش كنند و سوراخ و محل بيرون زدن آنرا از چشمه مسدود نمايند «فورات السعير» خ ٨٣ فورانهاى آتش است
فوز
نجات. رستگارى. فوز و فلاح و نجاح نظير هماند «فائز» رستگار.
«مغازه» مصدر ميمى و اسم مكان هر دو آمده است، مواردى از آن در كلام امام ٧ آمده است، در ملامت يارانش فرموده: «و من فاز بكم فقد فاز و الله بالسهم