مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٥٩ - عنكبوت
امثال آن با «عنق» يعنى گردن گرفتن تعبير آيد، آن چهارده مرتبه در «نهج» آمده است، به اشعث بن قيس كه حاكم آذربايجان بود مىنويسد: «و انّ عملك ليس لك بطعمة و لكنّه فى عنقك امانة» نامه ٥ ٣٦٦ كارت كه بر عهده توست براى تونان و خورش نيست بلكه آن در گردن تو امانتى است.
درباره عذاب گناهكاران فرموده: «و امّا اهل المعصية فانزلهم شرّ دار و غلّ الايدى الى الاعناق و قرن النواصى بالاقدام...» خ ١٠٩ ١٦٢
عنكبوت
آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، درباره قضات نادان فرموده: «فهو من لبس الشبهات فى مثل نسج العنكبوت: لا يدرى اصاب ام اخطأ فان اصاب خاف ان يكون قد اخطأ» خ ١٧ ٥٩، او در اشتباه كارها مانند عنكبوت است كه در تارهاى خود مانده نمىداند به حقيقت رسيده يا راه خطا رفته است، اگر به حقيقت برسد مىترسد كه خطا رفته باشد
عنان
لگام. چهاربار در «نهج» يافته است: «من جرى فى عنان امله عثر باجله» حكمت ١٩ هر كه با لگام آرزوى خويش بتازد با مرگش در افتد، در وصف رسول خدا ٦ فرموده: «و قد تلّون له الادنون و تألّب عليه الاقصون و خلعت اليه العرب اعنتّها و ضربت الى محاربته بطون رواحلها» خ ١٩٤ ٣٠٧، نزديكان بر او دگرگون شدند، (و يارى نكردند) و دوران به دشمنى برخاستند، عرب لگامهاى خود را از طاعت او خلع كردند و براى جنگ با او به شكم مركبها شلاق زدند
عنون
عنن و عنون- به ضم اوّل- آشكار شدن:
«عنّ عنونا: ظهر امامه»
عنّان: ظاهر شونده: «عنون- به فتح اوّل- مبالغه آن است در وصف دنيا فرموده: «و هى المتصدية العنون و الجامحة الحرون و المائنة الخون» خ ١٩١ ٢٨٠ «متصدّيه» زنى كه مىخواهد مردان را به خود متمايل كند يا حيوانى كه سركش است «عنون» زنى كه خود را در معرض ديگران قرار مىدهد يا حيوانى كه از ديگران جلو مىافتد و يا بيراهه مىرود.
يعنى: بدانيد كه دنيا چون حيوانى سركش و بيراهه رواست، نافرمانى كه چون بخوانى راه رود ميايستد، دروغگوست و خيانتكار