مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠١٣ - نجد
نيز پسنديده شدن. انتخاب: برگزيدن، پنج مورد از آن در «نهج» آمده است درباره رسول خدا ٦ فرموده: «و اشهد ان محمّدا نجيب الله و سفير وحيه و رسول رحمته» خ ١٩٨ ٣١٢ نجيب در اينجا به معنى منتجب و برگزيده است و نيز درباره آن حضرت فرموده: «خير البريّة طفلا و انجبها كهلا، اطهر المطهّرين شيمة» خ ١٠٥ ١٥١ خير مخلوق در طفوليت و نجيبترين آنها در ميانسالى، و پاكترين پاك شدگان در اخلاق و رفتار بود، ناگفته همه اين ماده در «نهج» درباره آن حضرت است
نجح
(مثل عقل و قفل) غلبه و رسيدن به مطلوب نجح الحاجة بر آورده شدن حاجت است، هفت مورد از آن در «نهج» آمده است درباره توبه فرموده: «لا معقل احسن من الورع و لا شفيع انجح من التوبة» حكمت ٣٧١ پناهگاهى نيكو از ورع و واسطهاى نجات دهندهتر از توبه نيست.
درباره بعضى از گناهان كه در صورت توبه نكردن سبب عذاب مىشوند فرموده: «ان يعّر بامر فعله غيره او يستنجح حاجة الى الناس باظهار بدعة فى دينه» خ ١٥٣ ٢١٤ لفظ «غيره» مفعول «يعّر» است «استنجاح» رسيدن به حاجت است يعنى يا با كاريكه خود كرده ديگرى را معيوب و آلوده كند، و يا حاجت خود را از مردم برآورد با به وجود آوردن بدعتى در دينش.
درباره خدا فرموده: «فاستفتحوه و استنجحوه و اطلبوا اليه» خ ١٩٥ ٣٠٩، از خدا غلبه بر دشمنان را بخواهيد و از او در كارهايتان نجات بطلبيد و از او بخواهيد و نيز فرمايد: «الصدقة دواء منجح و اعمال العباد فى عاجلهم نصب اعينهم فى آجلهم» حكمت ٧: صدقه داروى نجات دهنده است، اعمال بندگان در دنيا پيش چشمان آنها در قيامت خواهد بود
نجد
(مثل عقل) يارى كردن غالب شدن، زمين مرتفع و طريق مرتفع.
نجود: آشكار شدن نجادت و نجدة: شجاعت و رفتن در كارى كه ديگران از آن عاجزند، مواردى از آن در «نهج» آمده است.
درباره خودش فرموده: «و لقد واسيته نفسى فى المواطن التى تنكص فيها الابطال و