مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٣٢ - نسم
عدالت خداوند حتى نگاه چشمى به هوا و صداى آهسته پائى در زمين، جز به حق جزا داده نمىشود (ترسيم عجيبى است) در مذمت ياران فرموده: «مالى اراكم اشباحا بلا ارواح... و نسّاكا بلا صلاح» خ ١٠٨ ١٥٦ چه شده كه شما را سياهيهاى بدون روح و عابدانى بدون صلاح مىبينم.
نسل
جدا شدن چيزى از چيزى. نسول: خارج شدن. مردم از نسل آدماند يعنى از پشت او خارج شدهاند «نسل» به معنى فرزندان است، شش مورد از آن در «نهج» آمده است، درباره خلقت آدم و نسل او تا رسيدن به زمان رسول خدا ٦ فرموده: «على ذلك نسلت القرون و مضت الدهور... الى ان بعث الله محمّدا ٦» خ ١ ٤٤ «نسلت» به معنى به سرعت گذشتن يا متولد شدن است يعنى قرنها با اين منوال به سرعت گذشتند و يا قرنها، همانطور متولد شدند تا زمان به بعثت آن حضرت رسيد. درباره حسنين ٨ فرموده: «فانى انفس بهذين على الموت لئلّا ينقطع بهما نسل رسول الله ٦» خ ٢٠٧ ٣٢٣، يعنى بخل مىورزم اين دو را بر مرگ تا نسل و ذرّية رسول خدا به سبب آندو قطع نشود: «ليعمر ارضه بنسله» خ ٩١ يعنى تا زمين خود را با نسل و فرزندان آدم آباد گرداند.
نسم
(مثل عقل) تحرك. تغير. «نسمه» (مثل طلبه) انسان. جمع آن نسم (مثل شرف) و نسمات آيد، هفت مورد از آن در «نهج» آمده است، در خ ٣ ٥٠ فرموده: «اما و الذى خلق الحبّة و برء النسمة لو لا حضور الحاضر... لا لقيت حبلها على غاربها...» قسم به خدائى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، اگر حضور بيعت كنندگان نبود، افسار شتر خلافت را به گردنش مىانداختم. درباره عباد الله الصالحين فرموده: «فى مقام اطّلع الله عليهم فيه فرضى سعيهم و حمد مقامهم يتنسّمون بدعائه روح التجاوز» خ ٢٢٢ ٣٤٣ تنسّم از باب تفعل به معنى بوئيدن آيد (روح) به فتح اوّل به معنى نسيم است يعنى با خواندن خدا نسيم.
مغفرت را استشمام مىكنند.