مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٩٩ - مور
موات
آنچه روح ندارد و زنده نيست مقابل زنده و حىّ. «تحى مواتها» خ ٨٩ منظور زمينهاى موات است و نيز فرموده: «ابتدعهم خلقا عجيبا من حيوان و موات و ساكن و ذى حركات» خ ١٦ ٢٣٥
موج
اضطراب دريا
«ماج البحر موجا: اضطرب امواجه و ارتفع»
و نيز آبهاى مرتفع در سطح دريا، جمع آن امواج است مواردى از آن در «نهج» آمده است و در موج آب و غير آن يافته است به معاويه مىنويسد: «ادريت جيلا من الناس... و القيتهم فى موج بحرك تغشاهم الظلمات» نامه ٣٢ ٤٠٦ «ماجت الحرب بامواجها» خ ١٠١ جنگ با امواجش به موج آمد
موجان (مثل رمضان) نيز به معنى ارتفاع موج است، درباره خلقت زمين فرموده: «فسبحان من امسكها بعد موجان مياهها» خ ٢١١ ٣٢٨ منزه است خدائى كه زمين را آرام كرد بعد از موج زدن و اضطراب آبهايش
مور
(مثل قول) جريان سريع. حركت سريع به طور افقى و گردبادى، مواردى از آن در «نهج» ديده مىشود درباره انحراف مردم بعد از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده: «حتى اذا قبض اللّه رسوله رجع قوم على الاعقاب... قد ماروا فى الحيرة و ذهلوا فى السكرة على سنّة من آل فرعون» خ ١٥٠ ٢٠١، يعنى چون خدا آن حضرت را برد گروهى به عقب برگشتند، در حيرت و گمراهى اين سو آن سو رفتند و در مستى غفلت در آمدند مانند طريقه آل فرعون، اين سخن عبارت اخراى ارتداد است.
درباره انسان فرموده «تمور فى بطن امّك جنينا لا تحير دعاء و لا تسمع نداء ثمّ اخرجت من مقرّك الى دار لم تشهدها و لم تعرف سبل منافعها» خ ١٦٣ ٢٣٣، به طور مارپيچ در شكم مادرت حركت مىكردى، دعوتى را جواب نمىدادى و صدائى را نمىشنيدى، آنگاه از قرارگاهت خارج شدى به خانهاى كه آنرا نديده و راههاى بهرهبردن آن را نمىدانستى.
درباره خلقت آسمان فرموده: «و اجرى فيها سراجا مستطيرا و قمرا منيرا فى فلك دائر و سقف سائر و رقيم مائر» خ ١ ٤١ در آسمان چراغى (خورشيد) كه پر نور و