مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٠٠ - شعر
نهاده پادشاهش كردند، او با آنها به جنگ مسلمين آمد، در اثر رسيدن نيروى امدادى از مدينه، اشعث در محاصره افتاد، از مسلمانان خواست او را با ده نفر از نزديكانش پيش ابو بكر بفرستند و تسليم رأى خليفه باشد.
در نتيجه اشعث دروازه قلعه را باز كرد، مسلمانان هم هشتصد نفر را كه در قلعه بود كشتند فقط اشعث و آن ده نفر را دست بسته پيش خليفه فرستادند، خليفه همه آنها را عفو كرد و خواهر كورش ام فروه را تزويج اشعث نمود و او را با دامادى خليفه مفتخر گردانيد.
منظور از فرمايش امام صلوات الله عليه: «و انّ رجلا دلّ على قومه السيف» به نقل محمد عبده قضيه فوق است ولى مرحوم رضى در ذيل كلام حضرت آنرا اشاره مىداند به جريانيكه اشعث قوم خود را در يمامه فريفت و آنها را در اختيار خالد بن وليد قرار داد و خالد آنها را قتل عام كرد و قومش بعد از اين قضيه او را «عرف النار» (حيله گر) مىناميدند.
در خطبه ٢٢٤ ٣٤٧ آمده: عجيبتر آنكه يك نفر شب هنگام به خانه من آمد با خود حلوائى آورده بود و آن بقدرى از نظر من منفور بود كه گوئى با آب دهان مار و يا استفراغ مار خمير كردهاند، گفتم: آيا اين صله است يا زكات و يا صدقه اينها كه به ما حرام است گفت: نه فقط هديّه است گفتم: زن فرزند مرده در عزايت بنشيند خرف شدهاى يا ديوانه و يا پريشان ميگوئى... ابن ابى الحديد و محمد عبده گويد: آورنده آن اشعث بن قيس بود كه مىخواست، به حضرت رشوه بدهد رجوع شود به «خبط»
شعر
- به فتح اول- موى. چهار مورد از آن در «نهج» آمده است در باره طاووس فرموده: «شعرة من شعرات قصبه» خ ١٦٥ ٢٣٨ در باره فرزندان عقيل فرموده «رأيت صبيانه شعث الشعور» خ ٢٢٤، «اعفاء الشعور» خ ١٩٢ ٢٩٣ منظور دراز كردن موهاست.
شعر
دانستن. زيركى:
«شعر شعرا: علم به
شعر لكذا: «فطن به»
در نزد اهل عربيّت آن كلامى است كه وزن و قافيه داشته باشد «شعور» اول علم است از راه هشاعر
به قولى شعور ادراك دقيق است
كه از شعر به معنى موى گرفته شده است،