مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٠٣ - ميل
ميز
ميز و تمييز: جدا كردن.
راغب جدا كردن بين نظائر و متشابهات گفته است
مواردى از آن در «نهج» آمده است، درباره عباد اللّه فرموده: «قد ميزّه التخليص و هذّبه التمحيص» خ ٣٣١ ٢١٤، تصفيه كردن او را از ديگران جدا كرده است رجوع شود به «محص» به خوارج فرمود: آيا همه شما در صفّين با ما بوديد گفتند: بعضى از ما آرى و بعضى نه فرمود: فامتازوا فرقتين فليكن من شهد صفّين فرقة و من لم يشهدها فرقة حتّى اكلّم كلّا منكم بكلامه» خ ١٧٨ ١٢٢ يعنى از هم جدا شويد و دو گروه باشيد «مميزون حسابا» خ ٨٣، يعنى براى حساب خدا از هم جدا شدهاند صالح و طالع هر يك در جائى قرار گرفتهاند
ميس
(مثل خير) تبختر و تكبّر. آن فقط يكبار در «نهج» آمده است درباره طاووس فرموده: «يختال بالوانه و يميس بزيفانه» خ ١٦٥ ٢٣٦ زيفان نيز تبختر است مراد در اينجا حركت دادن دم مىباشد يعنى: خودنمائى مىكند با رنگهايش و تبختر مىكند با حركت دادن دمش
ميط
ظلم. دفع كردن و راندن، دو مورد از آن در «نهج» آمده است، در مقام نصيحت فرموده: «و لا تقتحموا ما استقبلتم من فور نار الفتنة و اميطوا عن سننها و خلّوا قصد السبيل لهما» خ ١٨٧ ٢٧٧، وارد نشويد به آنچه در پيش رو داريد از فوران آتش فتنه و خود را از راههاى آن كنار كنيد، و وسط راه را براى آن واگذاريد
«اماطه»: كنار شدن و كنار كردن هر دو آمده است.
و نيز در مقام پند فرموده: «فطوبى لذى قلب سليم... استفتح التوبة و اماط الحوبة» خ ٢١٤ ٣٣١ خوشا به حال قلب سالمى كه در توبه باز كرده و گناه را از خود كنار زده است
ميل
عدول از وسط به يك طرف، در جور و ستم نيز به كار رود و نيز در مطلق ميل مواردى از آن در «نهج» آمده است چنانكه فرموده است: «افترقوا بعد الفتهم و تشتّتوا عن اصلهم فمنهم اخذ بغصن اينما مال، مال معه» خ ١٦٦ ٢٤٠، ابن ميثم مىگويد: اين سخن اشاره به اصحاب آن حضرت است كه به صورت خوارج و غير آن درآمدند، منظور از «غصن» وصى آن حضرت مىباشد يعنى بعد از