مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٦٠ - ضرع
زدن، شكافتن آيد:
«ضرح الشىء ضرحا: دفعه، نحّاه و شقّه»
«ضريح»: قبر و لحد قبر، و آن به علت شكافتن است، اين ماده سهبار در «نهج» ديده مىشود، درباره رسول خدا ٦ فرموده: «ما فارق سمعى هيمنة منهم يصلّون عليه حتّى و اريناه فى ضريحه» خ ١٩٧ ٣١١ گوش من به هنگام غسل دادن به حضرت از صداى ملائكه كنار نشد كه بر او صلوات مىگفتند تا او را در قبرش مستور كرديم.
«غمّ الضريح» ج ١٩٠ يعنى غم قبر، «ضرائح القبور» ٨٣ شكافهاى قبرها
ضرر
ضرّ به فتح و ضم اول- ضد نفع
«ضرّه ضرّا و ضرّا: ضدّ نفعه»
از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است درباره اوباش فرموده: «هم الذين اذا اجتمعوا ضرّوا و اذا تفرّقوا نفعوا» حكمت ١٩٩ «ضرّاء» از ضرر است
صحاح آنرا سختى گفته
است ديگران زمين گيرى، نقص اموال و انفس و ضدّ سرّاء نيز گفتهاند درباره دنيا فرموده: «و لا تجزعوا من ضرّائها و بؤسها» خ ١٩٩ ١٤٤ از ضرر و شدت دنيا جزع نكنيد «اضطرار» و ضرورت ناچارى حاجت، به زياد بن ابيه نوشته: «و امسك من المال بقدر ضرورتك و قدّم الفضل ليوم حاجتك» خ ٢١ ٣٧٧
ضرّه به فتح اوّل- (هوو) دو نفر زن كه يك همسر دارند و آن فقط يكبار در «نهج» هست درباره دنيا و آخرت فرموده: «و هما بعد ضرّتان» حكمت ١٠٣
ضرس
مثل عقل به دندان گرفتن با دندان گزيدن و به كسر اوّل: دندان جمع آن ضروس و اضراس آيد، اين ماده هفت مورد در «نهج» آمده است، درباره جاهل عالم نما فرموده: «لم يعضّ على العلم بضرس قاطع» خ ١٧ ٥٩ بر علم دندان نگذاشته دندان برنده اشاره است به اينكه علم و يقين كامل ندارد، از اينجا گفتهاند: آن سخن را بضرس قاطع گفت.
«الناب الضروس» خ ٩٣ ١٣٨ شتر بدخلق كه با دندان ميگزد در حكمت ٢٠٩ فرموده: «لتعطفنّ الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها» حتما دنيا به ما اهل بيت بعد از سر كشيش بر مىگردد مانند برگشتن ناقه گزنده به فرزندش در مقام نصيحت فرموده: «فقد جرّبتم الامور و ضرسّتموها» خ ١٧٦ ٢٥٤ كارها را تجربه كرديد و به دندان گرفتيد
ضرع
تضرّع: تذلّل.
«تضرّع الى الله: تذلّل و تبّتل»
در قاموس آنرا خضوع تذّلل و استطانت گفته است
به معنى ضعف نيز آيد «ضرع» (مثل عقل) پستان حيوان، از اين ماده هشت مورد در «نهج» آمده است.
«مضارعه» مشابهت. چنانكه فرموده: «لا يقيم امر الله سبحانه الّا من لا يصانع