مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٢٢ - وجف
درباره معاد فرموده: خداوند به وقت قيامت انسانها را از صندوقهاى قبر و لانههاى طيور، و سوراخها و لانههاى درندگان خارج مىكند، «اخرجهم من ضرائح القبور و اوكار الطيور و اوجرة السباع» خ ٨٣ ١٠٨
وجس
(مثل عقل) فزع و خوفى كه در قلب افتد و از چيزى كه شنيده احساس شود، ايجاس: يعنى احساس. آن فقط يكبار در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «لم يوجس موسى ٧ خيفة على نفسه بل اشفق من غلبة الجهّال» خ ٤ ٥١، موسى چون سحر ساحران را ديد، براى جان خود نترسيد، بلكه ترسيد كه نادانها باشتباه افتند و غلبه پيدا كنند.
وجع
(مثل شرف) درد، اوجاع، دردها، ايجاع: به درد آوردن، مواردى از آن در «نهج» ديده مىشود، در شرح حال رفيق خود فرموده است: «و كان لا يشكو وجعا الّا عند برئه و كان يقول ما يفعل» حكمت ٢٨٩ از درد شكايت نمىكرد مگر بعد از خوب شدن، آنچه را كه مىكرد مىگفت. درباره اهل خدا فرموده: «و بقى رجال غضّ ابصارهم ذكر المرجع... فهم بين... داع مخلص و ثكلان موجع» خ ٣٢ ٧٥ موجع به صيغه مفعول است، مانند مردانى كه ياد آخرت چشم آنها را از اموال دنيا بسته است آنها ميان دعوت كننده مخلص و غمگين دردمند است.
وجف
وجف و وجوف: اضطراب:
وجف الشىء: اضطرب»
سرعت سير و دويدن شتر و اسب را نيز گويند:
«وجف الفرس و البعير: عدا»
مواردى از آن در «نهج» آمده است، درباره مردان خدا فرموده: «مضوا قدما على الطريقة و اوجفوا على المحجّة فظفروا بالعقبى الدائمة» خ ١١٦ ١٧٤ «قدم» مثل عنق رفتن به جلو يعنى در راه حق به جلو رفتند و در رفتن راه حق سرعت كردند، پس به عاقبت دائمى رسيدند «اوجفوا» يا لازم است و يا تقديرش «اوجفوا نفوسهم» مىباشد.
درباره كار طلحه و زبير در جريان قتل عثمان به اهل كوفه مىنويسد: «ان الناس طعنوا عليه... و كان طلحة و الزبير اهون سيرهما فيه الوجيف و ارفق حدائهما فيه العنيف و كان من عائشة فيه فلتة غضب» نامه ١ ٣٦٣، مردم كارهاى عثمان را بر او خرده