مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١١٧ - وبل
اربابا لهم... فتركوهم عالة مساكين اخوان دبر و وبر» خ ١٩٢ ٢٩٧ «دبره» (مثل طلبه) زخم پشت حيوان و جمع آن دبر (مثل شرف) است، «وبر» موى شتر مىباشد (برادران زخمهاى حيوان و برادران موى شتر) يعنى كسانيكه كارشان با آنهاست و آن كنايه از رعيّت و زير دست بودن است، يعنى كسرىها و قيصرها ارباب آنها شدند، و آنها را فقير و مسكين و رعيت خود كردند. درباره ظلم بنى اميه فرموده: «و الله لا يزالون حتى لا يدعو الله محرّما الّا ستحّلوه و لا عقدا الّا حلّوه و حتى لا يبقى بيت مدر و لا وبر الّا دخله ظلمهم» خ ٩٨ ١٤٣ «بيت مدر» يعنى خانهايكه از گل و خشت ساخته شده و «بيت وبر» يعنى چادر و خيمه، اين تعبير در خ ١٥٨ نيز آمده است
وبق
(مثل عقل) هلاكت. ايباق: هلاك كردن، شش مورد از آن در «نهج» آمده است، درباره اهل دنيا فرموده: «و الناس فيها رجلان: رجل باع فيها نفسه فاوبقها و رجل اتباع نفسه فاعتقها» حكمت ١٣٣ مردم در دنيا دو نفر هستند، مرديكه نفس خود را در دنيا فروخت و هلاك كرد و مرديكه نفس خود را در آن خريد و آزاد نمود «موبقات العظائم» گناهان كبيره و هلاك كننده. درباره اهل دنيا فرموده: «فمنهم الغرق الوبق و منهم الناجى على بطون الامواج» خ ١٩٦ ٣١٠ غرق و وبق (مثل كتف): غرق شونده و هلاك شونده است.
وبل
(مثل عقل) در اصل به معنى شدت است «وابل» يعنى باران شديد و تند «وبيل»: شديد، «وبال» عذاب و نتيجه كار زشت كه بر انسان سخت و شديد است، هفت مورد از آن در «نهج» آمده است.
درباره تقوى فرموده: «فمن اخذ بالتقوى عزبت عنه الشدائد بعد دنّوها و احلولت له الامور بعد مرارتها... و وبلت عليه البركة بعد ارذاذها» خ ١٩٨ ٣١٣ «ارذاذ» باريدن باران به طور ضعيف و دانههائى مانند غبار، يعنى هر كس تقوى پيشه كند، شدائد از او بعد از نزديك شدن دور مىشود، و كارها بعد از تلخ شدن شيرين مىگردند، و بركت بر او بعد از ضعيف بودن به شدّت مىبارد (اى و اللّه) درباره وفا به عهد به مالك اشتر مىنويسد: «و قد لزم ذلك المشركون فيما بينهم