مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٨٨ - قين
درباره ابو بكر كه خلافت را به عمر بن الخطّاب وصيت كرد فرمود: «فيا عجبا بينا هو يستقيلها فى حياته اذ عقدها لاخر بعد وفاته» خ ٣ ٤٨ شگفتا كه او در حال حيات خود از خلافت استقاله مىكرد و مىگفت: «اقيلونى فلست بخيركم» خلافت و بيعت را از من بگيريد من بهترين شما نيستم ولى براى بعد از خود آنرا به ديگرى قرار داد.
در حكمت ٢٢ فرموده: «اقيلوا ذوى المروءآت عثراتهم فما يعثر منهم عاثر الّا و يد الله بيده يرفعه» معنى آن در «عثر» گذشت
«مقيل» محل قيلوله و استراحت، درباره علم خدا فرموده: «لا يعزب عنه عدد قطر الماء... و لا دبيب النمل على الصفا و لا مقيل الذّر فى الليلة الظلماء» خ ١ ١٧ ٢٥٦، بر خدا مخفى نمىماند عدد قطرههاى آب و نه حركت مورچه بر روى سنگ صاف و نه لانه و استراحتگاه مورچه ريز در شب ظلمانى
قين
آهنگر و آن دو بار در «نهج» آمده است، درباره عائشه آنگاه كه در بصره شكست خورد و اسير گرديد فرمود: «و امّا فلانة فادركها رأى النساء و ضغن غلا فى صدرها كمرجل القين» خ ١٥٦ امّا عائشه در اين لشكركشى رأى زنان (و فكر ناقص) او را به اين كار واداشت و نيز عداوتش به من كه مانند ديك آهنگر در سينهاش جوشيد.
درباره فتنههاى بعد از خود فرمود: «ثمّ ليشحذنّ فيها قوم شحذ القين النصل» خ ١٥٠ ٢٠٨، بعد قومى در آن فتنهها ارادههاى خود را تيز مىكنند چنانكه آهنگر دم تيغ يا كارد را تيز مىكند
و صلى الله على محمد و آله الطاهرين و الحمد لله و هو خير ختام ٢٤ رجب المرجب ١٤١٥ مطابق ٧ ١٠ ١٣٧٣