مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٣٤ - نساء
نساء
زنان. همچنين است نسوه و نسوان، و آن هر سه جمع مرئه است از غير لفظش مثل قوم كه جمع «مرء» است از غير لفظ، مواردى از اين لفظ، در «نهج» آمده است، در اشاره به فاطمه زهرا سلام الله عليها به معاويه مينويسد: «و منّا سيدا شباب اهل الجنة و منكم صببية النار و منّا خير نساء العالمين و منكم حمّالة الحطب» نامه ٢٨ ٣٨٧ «صبيه» جمع صبى است كه در «اسد» گذشت.
درباره زنان چند مطلب در «نهج» آمده كه آنها را نقل و بعد بررسى مىكنيم. و آن مجموعا چهار مورد است، اوّل مسئله ناقص العقول بودن زنان است كه در خ ٨٠ ١٠٥ آمده: «معاشر الناس انّ النساء نواقص الايمان. نواقص الحظوظ، نواقص العقول. اما نقصان ايمانهنّ فقعودهنّ عن الصلوة و الصيام فى ايام حيضهنّ و اما نقصان عقولهنّ فشهادة امرأتين كشهادة الرجل الواحد و امّا نقصان حظوظهنّ فموار يثهنّ على الانصاف من مواريث الرجال. فاتقوا شرار النساء و كونوا من خيارهنّ على حذر و لا تطيعوهن فى المعروف حتى لا يطمعن فى منكر» اى مردم ايمان زنان ناقص است، بهره زنان ناقص است عقول زنان ناقص است، نشانه ناقص بودن ايمان معذور بودنشان از نماز و روزه است به هنگام عادتشان، نشانه بهرهشان، نصف بودن سهم آنان از ميراث است نسبت به مردان.
نشانه ناقص بودن عقلشان آن است كه شهادت دو زن در جاى شهادت يك مرد است، پس از زنان بد بپرهيزيد و از خوبشان بر حذر باشيد، در كار نيك از آنها اطاعت نكنيد تا در كار زشت طمع نكنند. دوّم: به امام حسن صلوات الله عليه مىنويسد: «و ايّاك و مشاورة النساء فانّ رأهنّ الى افن و عزمهنّ الى وهن... و لا تعد بكرامتها نفسها و لا تطمعها فى ان تشفع لغيرها» نامه ٣١ ٤٠٥، از مشورت با زنان بپرهيز زيرا رأى آنها سست است و در تصميم ناتوانند در گراميداشت زنان افراط نكن او را به طمع نياور كه براى ديگران شفاعت كند. سوّم: درباره زمان بعد از خود فرمود: «فعند ذلك يكون السلطان بمشورة النساء و امارة الصبيان و تدبير الخصيان» حكمت ١٠٢ در آن وقت كار حكومت با مشورت