مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٨٩ - هجع
كتمان مىدارد و نه به كسيكه اظهار مىكند، بعد فرمود: اسم هجرت و اطلاق مهاجر به كسى صحيح است كه حجت خدا را بشناسد و اگر او را شناخت و به امامت او اقرار كرد، او در واقع به سوى حق هجرت كرده است و اينكه رسول خدا ٦ فرمود: «لا هجرة بعد الفتح» منظور هجرت از مكه به مدينه است قبل از فتح مكّه، درباره مهاجرين و انصار رجوع شود به «نصر- انصار».
درباره مردگان فرموده: «فكلّهم وحيد و هم جميع و بجانب الهجر و هم اخلّاء» خ ٢٢١ ٣٣٩، همهاش تنهايند در حالى كه با هم هستند، و از هم كنار هستند در حالى كه دوستانند.
هجر
(مثل شرف) شهرى است در «بحرين» كه درختان خرما زياد دارد،
در مراصد الاطلاع گويد: آن مركز و پايتخت بحرين است
و آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، به معاويه مىنويسد: «طفقت تخبرنا ببلاء الله تعالى عندنا و نعمته علينا فى نبيّنا فكنت فى ذلك كناقل التمر الى هجر او داعى مسدّده الى النضال» نامه ٢٨ ٣٨٥ شروع كرده ما را از امتحان خدا و الطافش درباره پيامبرمان خبر مىدهى، در اين كار مانند كسى هستى كه خرما را به هجر (زيره به كرمان) مىبرد و يا مانند كسى كه استادش را در تيراندازى به مسابقه مىخواند، يعنى مانند كسى كه شىء را به معدنش مىبرد.
هاجره
نصف النهار وقت ظهر در وقت تابستان و گرمى هوا، جمع آن هواجر است، درباره اولياء الله فرموده: «و اسهر التهجّد غرار نومه و اضماء الرجاء هواجر يومه» خ ٨٣ ١١١ يعنى شب زندهدارى خواب كمش را به بيدارى مبدّل كرده و اميد به رحمت خدا اوقات گرمش را عطشان نموده است. درباره تقوى فرموده: «اسهرت لياليهم و اضمائت هواجرهم» خ ١١٤ تقوى شبشان را مبدّل به بيدارى كرده و اوقات گرمشان را توأم با عطش نموده است، شدت گرما با عطش غير قابل تحمّل است.
هجع
هجوع: خوابيدن در شب:
«الهجوع: النوم ليلا»
پس هر خواب هجوع نيست. و آن سه بار در «نهج» آمده است.