مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦١٢ - مشكاة
عاجز هستيم و گرنه نظام جهان يك نظام اتمّ و خلقت احسن است. مانند جريان موسى و خضر ٨ كه در قرآن مجيد آمده است مثلا چون خضر كشتى را شكافت موسى فرياد برآورد: مىخواهى مردم را غرق كنى ولى چون خضر علت آنرا گفت موسى آرام گرفت
شكم
شكيمه: آهنى كه در لگام است و در دهان اسب قرار مىگيرد. و آن دوبار در «نهج» آمده است «شدة الشكيمة» اشاره به قدرت و عدم اطاعت از غير است، گويا در خبر از سيطره معاويه فرموده: «و لكنّى انظر الى ضليّل قد نعق بالشام... فاذا فغرت فاغرته و اشتدت شكميته... عضّت الفتنة ابنائها بانيابها» خ ١٠١ ١٤٧، گويا مىنگرم به آدم بسيار گمراهى كه در شام نعره كشيده و... چون دهانش باز شد و لگامش محكم گرديد... فتنه او فرزندان خود را با دندانهايش خرد ميكند.
و راجع به مالك اشتر به اهل مصر مىنويسد: «و قد آثرتكم به على نفسى لنصيحته لكم و شدّة شكيمته على عدوّكم» نامه ٣٨ ٤١١، يعنى من به مالك اشتر احتياج داشتم ولى او را براى شما اختيار كردم به علت خير خواه بودنش و شدت قدرتش بر مقابله با دشمن شما
شكو
شكو، شكايت، شكوى و شكاة: اظهار اندوه و به قول
راغب: توصيف گفتارى
شانزده مورد از اين ماده در «نهج» آمده است، در يك بيان عالى فرموده: «من شكا الحاجة الى مؤمن فكانّه شكاها الى الله و من شكاها الى كافر فكانّما شكا للّه» حكمت ٤٢٧ هر حاجت خويش را به مؤمن شكايت كند گويا به خدا شكايت كرده و هر كه بكافر شكايت كند گويا از خدا شكايت كرده است.
و آنگاه كه شنيد اصحاب معاويه به شهر انبار شبيخون زدهاند به تنهائى به لشگرگاه نخيله آمده، پس از رسيدن ديگران در ضمن كلامى فرمود: «ان كانت الرعايا قبلى لتشكو حيف رعاتها و اننى اليوم لا شكو حيف رعّيتى» كه در «رعى» گذشت
مشكاة
قنديل كه در آن چراغ مىگذارند،
المنجد گويد: آن هر روزنه بىنفوذ است هر چيزيكه در آن يا بر آن چراغ مىگذارند
آن فقط يك بار در «نهج» آمده است در وصف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده: «اختاره من شجرة الانبياء و مشكاة الضياء» خ ١٠٨ ١٥٦، خدا آن حضرت را از شجره و نسل پيامبران و از قنديل نور انتخاب كرد