مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٨٥ - غفر
به معاويه مىنويسد: «و ما على المسلم من غضاضة فى ان يكون مظلوما ما لم يكن شاكّا فى دينه و مرتابا بيقينه» نامه ٢٨ ٣٨٨، منظور از غضاضة نقصان است.
غضو
بستن چشم، چشم به هم نهادن. «اغضاء» چشم پوشى. سه مورد از آن در «نهج» آمده است، در حكمت ٢١٣ فرموده: «اغض على القذى و الّا لم ترض ابدا» يعنى بر ناگواريهاى دنيا تحمل كن و از آنها چشم بپوش و گرنه هيچ وقت از زندگى راضى نخواهى شد، زندگى پر از مرارتها و تلخكامى و گرفتارى است، بايد آنرا همانطور قبول كرد و متحمل شد و گرنه خوشنودى از دنيا محال است.
در اين دنيا كسى بى غم نباشد اگر باشد بنى آدم نباشد
«قذى» تراشه و نظير آن است كه در چشم افتد.
درباره غصب خلافت فرموده: «فنظرت فاذا ليس لى معين الّا اهل بيتى فضننت بهم عن الموت و اغضيت على القذى و شربت على الشجى» خ ٢٦ ٦٨، ديدم براى گرفتن خلافت فقط خانوادهام يار منند، از مرگ آنها بخل ورزيدم و بر تراشه چشم صبر كردم و بر روى استخوان كه گلو گيرم كرده بود آب نوشيدم
غطاء
پرده. مواردى از آن در «نهج» آمده است: «الحلم غطاء ساتر... فاستر خلل خلقك بحلمك» حكمت ٤٢٤، بردبارى پرده ساترى است، پس نقصانهاى خلقت را با بردبارى بپوشان
غفر
غفر و غفران: پوشاندن:
«غفر الله له غفرانا» يعنى خداوند گناهان او را مستور (و عفو) كرد
«غفره يغفره: ستره»
پس غفران گناه عفو و ناپديد كردن آن است: «استغفار: طلب غفران» «اغتفار» و مغفرت نيز به معنى آمرزيدن است، موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است در مقام نصيحت فرموده: «الحذر الحذر فو الله لقد ستر، حتّى كانّه قد غفر» از گناه بترسيد، قسم به خدا، خداوند چنان گناهان را مستور كرده كه گوئى بخشوده است.
به كسى كه گفت استغفر الله فرمود: «ثكلتك امّك اتدرى ما الاستغفار