مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٠٠ - كره
حرم و بسقت فى كرم» خ ٩٤ ١٣٩، شجره و نسل و خاندان او بهترين خاندان است كه در حرم الهى روئيده و در بزرگوارى بلند شده است.
و در وصف انبياء فرموده: «و اقرّهم فى خير مستّقر تناسختهم كرائم الاصلاب الى مطهّرات الارحام» خ ٩٤ ١٣٩، آنها را در بهترين قرارگاه قرار داده و از اصلاب بزرگوار به رحمهاى پاك منتقل مىكرد
«تكرمه» اكرام كردن و عظيم شمردن است: «و عهد وصيّته اليهم... و الخنوع لتكرمته» خ ١ ٤٢، خداوند وصيت خويش را به ملائكه بيان كرده در خاشع شدن به عظيم شمردنش.
«اكارم» ظاهرا جمع كريم است ولى در لغت پيدا نشد. آن حضرت در تسليت به اشعث بن قيس فرمود: «ان صبرت صبر الاكارم و الّا سلوت سلّو البهائم» حكمت ٤١٤ يعنى اگر صبر كردى آن صبر آزادگان است و گرنه مانند حيوانات مصيبت را بالاخره فراموش خواهى كرد
كره
(مثل عقل و قفل) ناپسند داشتن و امتناع.
در قاموس و مفردات و مصباح آمده «كره» به فتح اوّل ناپسندى و مشقتى كه از خارج وارد مىشود و به ضمّ اول مشقّتى است كه از درون نفس آدم باشد
«كراهية» نيز مصدر است به معنى ناپسند داشتن، موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است درباره مرگ خويش بعد از ضربت ديدن فرمود: «و الله ما فجأنى من الموت وارد كرهته و لا طالع انكرته» نامه ٢٣ ٣٧٨ به خدا قسم از مرگ چيزى كه ناپسند داشتم بر من نيامد، و نه ظاهر شوندهاى كه باورش را نداشتم.
«اكراه» اجبار و مجبور كردن، چنانكه فرموده: «افضل الاعمال ما اكرهت نفسك عليه» حكمت ٢٤٩، افضل اعمال عملى است كه خودت را بر آن مجبور كردهاى «تكاره» دشمن داشتن و مكروه داشتن به بعضى از فرماندهان نوشته: «فان المتكاره مغيبه خير من مشهده و قعوده اغنى من نهوضه» نامه ٤ ٣٦٦ آنكه چيزى را ناخوش دارد، غائب بودنش بهتر از حضور و نشستناش بهتر از قيام است «كرائه الامور» خ ٩٣ كارهاى ناپسند