مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٤٨ - لمح
رفتن بر جادّه حقّ و صبر برگزيدن درد را اضافه مىكرد.
«و لقمة يغصّ بها آكله» خ ٥ در «غصص» گذشت
لقن
(مثل عقل) به سرعت فهميدن
«لقن لقنا: فهم بسرعة»
«لقن» به فتح اول و كسر دوم سريع الفهم، اين كلمه فقط يك بار در «نهج» آمده است، به كميل بن زياد فرمود: «انّ ها هنا لعلما جمّا لو اصبت له حملة بلى اصبت لقنا غير مأمون عليه مستعملا آلة الدين للدنيا» حكمت ١٤٧ در سينه من علم انبوهى است ايكاش براى آن حاملانى پيدا مىكردم بلى پيدا كردم آدم سريع الفهمى را كه اطمينانى بر او نيست، و دين را براى دنيا به كار مىبرد
لقاء
روبرو شدن با شىء و مصادف شدن «تلقيه» روبروشدن و تفهيم و اعطاء است «القاء» انداختن چيزى است به محلّى كه مىبينى «تلقّى» تفهّم و اخذ است «التقاء» ملاقات دو چيز است «تلقاء» طرف و جهتى كه در مقابل است «لقاء الله»: ملاقات عذاب يا رحمت خدا، از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است
لكأ
تلّكوء (مثل تصرّف): توقف. عذر آوردن و تأخير كردن، آن فقط دو بار در «نهج» آمده است، درباره آسمانها فرموده: «دعاهنّ فاجبن طائعات مذعنات غير متّلكئات لا مبطئات» خ ١٨٢ ٢٦١ خداوند آسمانها را خواند، آنها فرمان خدا را از روى رغبت و اذعان اجابت كردند بىآنكه توافق كنند و يا تأخير نمايند در قرآن مجيد آمده: «﴿ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ﴾» فصلّت: ١١ درباره خلقت اشياء فرموده: «فتمّ خلقه بامره و اذعن لطاعته و اجاب لدعوته لم يعترض دونه ريث المبطىء و لا اناة المتلكىء» خ ٩١ ١٢٧ يعنى در پيروى از امر خلقت نه تثاقل و سنگينى تأخير كننده پيش آمد و نه تعلّل كننده به وجود آمد بلكه اشياء همه از فرمان حق پيروى كردند
لمح
نگاه تند. چشم به هم زدن. دو مورد از آن در «نهج» آمده است به معاويه مىنويسد: «فقد آن لك ان تنتفع باللمح الباصر من عيان الامور» نامه ٦٥ ٤٥٥ «لمح باصر» امر واضح را گويند
در اقرب الموارد آمده: «لارينّك لمحابا صرا: اى امرا واضحا»
يعنى وقت آن رسيده كه از امر واضح از كارهاى روشن پند گيرى (از خواب