مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٥٣ - قريش
نطفههائى هستند در صلب مردان و رحم زنان، هر وقت شاخى از آنها برويد شكسته مىشود، در آخر به صورت دزدان و غارتگران در مىآيند «قرارات» جمع قرار به معنى «رحم» زنان است كه نطفه در آن استقرار مىيابد همچنين است «مقرّ» به معنى قرارگاه
قريش
نام قبيله بزرگى از عرب كه رسول خدا ٦ از تيره بنى هاشم از همان قبيله است، اين لفظ مجموعا پانزده بار به مناسبتهائى در «نهج» آمده است، در مقام شكايت از قريش چنين گويد: «اللهم انّى استعديك على قريش و من اعانهم فانّهم فطعوا رحمى و اكفوؤا انائى و اجمعوا على منازعتى حقا كنت اولى به من غيرى» خ ٢١٧ ٣٣٦ خدايا من از قريش و ياران آنها، به تو شكايت مىكنم، آنها رحم و قرابت مرا قطع كردند، ظرف مرا وارونه نمودند (خلافتم را از دستم خارج كردند) و در باره حقى كه من از ديگران به آن لا يقتر بودم بهر مخالفت من اجتماع كردند.
و نيز فرمايد: «مالى و لقريش و الله لقد قاتلتهم كافرين و لا قاتلنّهم مفتونين... و الله ما تنقم منّا قريش الّا ان الله اختارنا عليهم» خ ٣٣ ٧٧ مرا چه كارى است با قريش، به خدا قسم آنگاه كه كافر بودند با آنها جنگيدم و اكنون كه فريفته شدهاند با آنها خواهم جنگيد... به خدا قسم قريش از ما (بنى هاشم) ناپسند ندارد مگر آن را كه خدا ما را بر آنها برگزيد.
در رابطه با امامت فرموده: «انّ الائمة من قريش غرسوا فى هذا البطن بنى هاشم لا تصلح على من سواهم و لا تصلح الولاة من غيرهم» خ ١٤٤، امامان و جانشينان رسول الله از قريشند، در اين قبيله از تيره بنى هاشم نشانده شدهاند، بر غير آنها صلاحيت ندارد و از غير آنها كسى صلاحيت امامت را ندارد.
حديث: «الائمة من قريش» به طور متواتر از رسول خدا ٦ نقل شده است.
آنگاه كه حضرت جريان سقيفه را شنيد فرمود: انصار چه گفتند جواب داده شد كه گفتند: «منّا امير و منكم امير» فرمود: چرا به آنها استدلال نكرديد كه رسول خدا وصيّت كرده به خوبان انصار خوبى شود و از بدان آنها اغماص شود. گفتند: در