مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٢٣ - وجه
گرفتند، طلحه و زبير نيز آسانترين سيرشان در شورانيدن مردم بر عثمان سخت و سريع بود، و آرامترين ندايشان شديد و قوى بود و عائشه نيز بر او غضب ناسنجيدهاى داشت.
وجل
(مثل شرف) خوف و ترس، جمع آن اوجال است مواردى از آن در «نهج» ديده مىشود، چنانكه فرمايد: «اتّقوا الله تقيّة من... كمّش فى مهل و بادر عن وجل» حكمت ٢١٠، از خدا بترسيد مانند ترسيدن آنكه شتاب كرده در رفتن راه خدا با مهلت و دقت و سرعت كرده از روى خوف، درباره آدم ٧ فرموده: «قباع اليقين بشكه و العزيمة بوهنه و استبدل بالجذل وجلا» خ ١ ٤٣، يقين خود را به شك شيطان فروخت، و عزيمت و تصميم خود را با سستى شيطانى عوض نمود و خوف عقاب خدا را به جاى شادى و سرور گرفت، يعنى با مخالفت امر خدا سرور و شاديش از بين رفت و خوف عقوبت خدا در جاى آن قرار گرفت.
و نيز فرمايد: «ايّها الناس ليركم الله من النعمة وجلين كما يراكم من النقمة فرقين» حكمت ٣٥٨، مردم طورى باشيد كه خداوند شما در وقت نعمت از امتحان خود خائف ببيند چنانكه شما را در وقت نقمت و بلا مضطرب مىبيند «وجلين» جمع واجل است.
وجم
(مثل عقل) سكوت از كثرت غم، آن فقط يكبار در «نهج» ديده مىشود، در دعاى باران فرموده: «اللّهم انّا نسئلك ان لا تردّنا خائبين و لا تقلبنا و اجمعين و لا تخاطبنا بذنوبنا» خ ١٤٣ ٢٠٠، خدايا از تو مىخواهيم كه ما را نااميد و با اندوه و غصّه برنگردانى و با گناهان ما را موآخذه نفرمائى.
وجه
چهره. روى، صورت.
راغب در مفردات گويد: وجه در اصل چهره و صورت است و چون اوّلين چيزى است كه با انسان روبروى مىشود و نيز از همه اعضاء بدن اشرف است لذا به معنى روى هر چيز، اشرف هر چيز، اوّل هر چيز بكار رفته است
و نيز
در مصباح و صحاح و قاموس تصريح شده كه وجه به معنى ذات و نفس شىء آيد
مواردى از آن در «نهج» آمده است.
گاهى از آن رضايت و گاهى طرف و غير آن اراده مىشود، آنجا كه فرموده: