مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٣٥ - وسل
«فهم حانون على اوساطهم، مفترشون لجباهم و اكفّهم... يطلبون الى الله تعالى فى فكاك رقابهم» خ ١٣٩ ٣٠٤ منظور از «اوساط» كمرهاست كه در حال ركوع خم مىشود رجوع شود به «حنو» «حانون» جمع حان. به معنى خم كننده است.
وسع
سعه به فتح اول و دوّم به معنى فراخى و گسترش است خواه در مكان باشد مانند: ﴿«إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ»﴾ و خواه در فعل باشد مثل ﴿«وَ اكْتُبْ لَنا فِي هذِهِ»﴾ فعل «وسع يسع» لازم و متعدى هر دو آمده است، مواردى از آن در «نهج» ديده مىشود چنانكه فرموده: «طوبى لمن ذلّ فى نفسه... و وسعته السنّة و لم ينسب الى البدعة» حكمت ١٢٣ خوشا به حال آنكه در پيش خود خاضع است و سنّت اسلام او را وسعت مىدهد و به بدعت نسبت داده نمىشود. «آلة الرياسة سعة الصدر» حكمت ١٧٦ در «صدر» گذشت.
وسق
(مثل عقل) جمع كردن
«وسق الشىء: جمعه»
استيساق: جمع شدن. آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، در مقام موعظه فرموده: «ادّبتكم بسوطى فلم تستقيموا و حدوتكم بالزواجر فلم تستوسقوا» خ ١٨٢ ٢٦٣، با تازيانهام شما را تأديب كردم راست نشديد و بانهيهاى خدا صدايتان زدم جمع نشديد، كنايه از عدم قبول نصيحت است.
وسل
وسيله: تقرّب و نزديكى:
«وسل اليه: تقرّب»
«وسيلة» اسم نيز آمده است يعنى آنچه با آن تقرّب مىشود، چند مورد از آن در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «انّ افضل ما توسّل به المتوسّلون الى الله سبحانه و تعالى الايمان به و برسوله و الجهاد فى سبيله» خ ١١٠ ١٦٣، بهترين چيزيكه تقرّب جويندگان با آن به خدا تقرب پيدا مىكنند، ايمان به خدا و رسول و جهاد در راه خداست. و نيز فرمايد: «المنيّة و لا الدنيّة و التقلّل و لا التوسّل و من لم يعط قاعدا لم يعط قائما» حكمت ٣٩٦ منظور از «توسّل» تقرّب به مردم و سئوال از آنهاست يعنى مرگ بهتر است از ارتكاب كار پست مثل ذلّت و نفاق و اكتفا به قليل بهتر است از توسّل به مردم، آنكه به آسانى داده نشود به مشقت داده نمىشود، درباره رسول خدا ص فرموده: «و آتة الوسيلة و اعطه السّناء و الفضيلة» خ ١٠٦ ١٥٤ منظور از وسيله ظاهرا