مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٢٩ - فلان
«ضرب يفلّق الهام» خ ١٢٤ ضربتى كه استخوانهاى سر را بشكافد
درباره اختلاف طبايع مردم فرموده: «انّما فرّق بينهم مبادىء طينهم و ذلك انّهم كانوا فلقة من سبخ ارض و عذبها» خ ٢٣٤ ٣٥٤ «فلقه» به كسر اوّل: قطعه شكافته شده يعنى فرق طبايع انسانها در اثر اختلاف طينت و گلهاى آنهاست كه در اوّل قطعهاى بودند از شور و شيرين زمين.
فلك
(بر وزن شرف) مدار كواكب و آن فقط سه بار در «نهج» آمده است در خ ١ ٤١ فرموده: «و اجرى فيها سراجا مستطيرا و قمرا منيرا فى فلك دائر و سقف سائر و رقيم مائر» در آسمان چراغى پر نور (خورشيد) و ماهى تابان به حركت آورد در مدارى متحرك و در آسمانى و سقفى جارى و آسمانى پر ستاره.
و در وصف خويش فرموده: «و الله لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها على ان اعصى الله فى نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلته» خ ٢٢٤ ٣٤٧
فلل
فلّ: شكستن. سست و كند و منهزم كردن. آن فقط دو بار در «نهج» آمده است درباره آنانكه به خوارج پيوستند فرمود: «انّ الشيطان اليوم قل استفلّهم و هو غدا متبّرء منهم» خ ١٨١ ٢٥٩، شيطان امروز آنها را از جماعت مسلمين كنار و منهزم كرد و فرداى قيامت از آنها بيزارى خواهد كرد، اشاره به آيه «﴿وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ»﴾ به زياد بن ابيه كه از فرمانداران آن حضرت بود نوشت: «و لقد عرفت انّ معاوية كتب اليك يستزّل لبكّ و يستفلّ غربك، فاحذره فانّما هو الشيطان» نامه ٤٤ ٤١٥، مطلع شدم كه معاويه به تو نامه نوشته (درباره استلحاق به ابى سفيان) مىخواهد عقلت را بلغزاند و عزمت را سست كند، از او حذر كن كه او شيطان است
فلان
فلان و فلانه. اشاره به شخص معهود است و آن مانند علم است و الف و لام در آن داخل نشود و آن هشت بار در «نهج» آمده است درباره ابو بكر فرموده: «اما و الله لقد تقمّصها فلان و هو ليعلم ان محلّى منها محلّ القطب من الرحى...» خ ٣ ٤٨ به خدا قسم ابو بكر خلافت را مانند لباسى بر خود پوشيد با آنكه مىدانست موقعيت من نسبت به خلافت مانند قطب و ميله آسياب نسبت به سنگ آسياب است