مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٨٤ - طور
مىشود، به يارانش در صفين فرموده: «و عليكم بهذا السواد الاعظم و الرواق المطنّب فاضربوا ثبجه فان الشيطان كامن فى كسره» خ ٦٦ ٩٧، حمله كنيد به اين سياهى بزرگ (اهل شام) و اين خيمه طنابدار (خيمه معاويه) را، بزنيد از وسط آن، كه شيطان در پائين آن موضع گرفته است
طهر
مثل قفل پاكى. در لغت آمده:
«طهر طهرا و طهورا: ضدّ نجس»
«طهور»: پاكى و پاك كننده، اسم و مصدر هر دو آمده است. «تطهّر» از باب تفعّل: پاك شدن «تطهير» پاك كردن، نه مورد از اين ماده در «نهج» آمده است، درباره معاويه فرموده: «و ساجهد فى ان اطهّر الارض من هذا الشخص المعكوس و الجسم المركوس» نامه ٤٥ ٤١٩، حتما سعى مىكنم كه زمين را پاك كنم از اين شخص وارونه و از اين جسد كجانديش. در مقام موعظه فرموده: «فتأسّ بنبيّك الاطيب الاطهر- صلّى الله عليه و آله- فانّ فيه اسوة لمن تأسىّ» خ ١٦ ٢٢٧، اقتدا كن به پيامبر پاكيزهتر و پاكترت، كه در او سرمشقى هست بر هر اقتدا كننده.
درباره انبياء : فرموده: «تناسختهم كرائم الاصلاب الى مطهّرات الارحام كلّما مضى منهم سلف قام منهم بدين الله خلف» خ ٩٤ ١٣٩، نقل كرده آنها را اصلاب كريمه به ارحام پاك، هر وقت گذشتهاى از آنها رحلت كرد، جانشينى از آنها براى دين خدا به پا خاست
طوح
هلاكت، رفتن، ساقط شدن. و به قولى مشرف شدن به هلاكت، سه مورد و از آن در «نهج» آمده است، چنانكه فرموده: «ضرب بالمشرّفية... تطيع السواعد و الاقدام» خ ٣٤ ٧٩ زدن با شمشير مشرفى كه بازوها و پاها را ساقط كند.
در نصيحت به خوارج فرموده: «فانا نذير لم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النهر... قد طوّحت بكم الدار و احتلبتكم المقدار» خ ٣٦ ٨٠، من شما را مىترسانم از اينكه انداختهها (جسدهاى انداخته شده) باشيد در وسط اين نهر، خانههايتان شما را بيرون انداخته و قضاى الهى شما را در دام انداخته است
طود
كوه بزرگ.
«الطود: الجبل العظيم»
جمع آن اطواد است و فقط دوبار در «نهج» ديده مىشود، درباره سيل عرم فرموده: «حيث لم تسلم عليه قارّة و لم تثبت عليه اكمة و لم يردّ سننه رصّ طود و لاحداب ارض» خ ١٦٦ ٢٤١، يعنى: جائيكه در آن سيل، زمين هوارى سالم، و تپّهاى در جاى خود نيايستاد و جريان آن را نه تلاصق كوهى بازداشت و نه ارتفاع زمينى. درباره زمين فرموده: «و متونها و اطوادها» خ
طور
به فتح اول- نزديك شدن
«لا اطور به» به آن نزديك نمىشوم
و نيز