مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٨٠ - غرق
غراس به معنى نهال است
«الغراس: ما يغرس»
در نامه ٢٤ ٣٧٩ درباره موقوفات خود فرموده: «و ان لا يبيع من اولاد نخيل هذه القرى وديّة حتى تشكل ارضها غراسا» يعنى متولى (امام حسن ٧) از نهالهاى اين قريهها چيزى نفروشد تا مشتبه شود زمين آنها از لحاظ نهال يعنى آنقدر نهال برويد تا به نظر نگاه كننده چنان آيد كه اين آن زمين نيست.
مغرس: محلّ كاشته شدن به ابن عباس نوشته: «اعلم انّ البصرة مهبط ابليس و مغرس الفتن» نامه ١٨ ٣٧٥ كه در «بصر» گذشت.
غرض
(بر وزن شرف) هدف و نشانه. حاجت. مطلوب.
«الغرض: الهدف الذى يرمى اليه- الحاجة- البغية»
و آن چندين بار به لفظ مفرد و جمع در «نهج» آمده است در حكمت ١٩١ فرموده: «انّما المرء فى الدنيا غرض تنتصل فيه المنايا و نهب تبادره المصائب» آدمى در دنيا نشانهاى است مرگها به او اصابت كرده و در او جاى مىگيرد و آدمى غارت و غنيمتى است كه مصائب بر او پيشدستى مىكنند.
و نيز درباره اهل دنيا فرموده: «و انّما اهلها فيها اغراض مستهدفة ترميهم بسهامها و تفينهم بحمامها» خ ٢٢٦ ٣٤٨ اهل دنيا در آن نشانههاى هدف گرفته هستند كه دنيا با تيرهاى خود آنها را مىزند و با مرگ آنها را فانى مىكند. همه موارد آن در «نهج» به معنى نشانه و نشانههاست
غرف
قطع و بريدن.
«غرف الشىء غرفا: قطعه»
آن فقط يك بار در «نهج» آمده است در وصف بهشت فرموده: «و لو رميت ببصر قلبك نحو ما يوصف لك منها لغرفت نفسك عن بدايع ما اخرج الى الدنيا من شهواتها و لذّاتها» خ ١٦٥ ٢٣٩، اگر با چشم قلبت به آنچه وصف مىشود نگاه كنى، فكر تو از لذات و مشتهيات دنيا قطع مىشود، در برخى نسخهها «عزفت» با عين وزاء نقل شده كه به معنى «انصراف» مىباشد
غرق
(بر وزن شرف) فرو رفتن در آب و در نعمت. مواردى از آن در «نهج» آمده است، در حكمت ٣٤٩ فرموده: «و من اقتحم اللجج غرق» هر كس وارد درياها شود غرق مىگردد، درباره موعظه فرموده: «و اخذّركم الدنيا فانها... تميد باهلها ميدان