مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٥٢ - عمّار
«و انّ احبّ ما انالاق الىّ الموت قد دارستكم الكتاب و فاتحتكم الحجاج و عرّفتكم ما انكرتم و سوّغتكم ما مججتم لو كان الاعمى بلحظ او النائم يستيقظ و اقرب بقوم من الجهل عائدهم معاوية و مؤدّبهم ابن النابغة» خ ١٨٠ ٢٥٩ قربان قلب سوختهات مولا. يعنى: اكنون از همه محبوبتر به من مرگ است كتاب را به شما درس دادم، در احتجاج را به رويتان باز كردم، آنچه كه نمىدانستيد به شما آموختم و آنچه را كه جرعه جرعه مينوشيديد به راحتى به كام شما ريختم، ايكاش كور مىديد، اى كاش خوابيده بيدار ميشد، چه نزديكاند به نادانى مردمى كه پيشواى آنها معاويه و آموزگارشان عمرو بن عاص پسر زن زناكار است.
آنگاه كه عبيد اللّه عباس و سعيد بن نمران از «يمن» آمده و اشغال آن را توسط «بسر بن ارطاط» خبر دادند، امام صلوات اللّه در سخن خود براى مردم به اين شعر تمثّل كرد كه شاعر گويد:
لعمر ابيك الخير يا عمرو انّنى على وضر بن ذا الاناء قليل
خ ٢٥ ٦٧ يعنى قسم به جان خوب پدرت اى عمرو، از اين ظرف فقط چرك اندكى براى من است «وضر» بقيّه روغن و غساله در ظرف و گويند:
«وضر الاناء» يعنى ظرف با روغن يا شير چركين شد
معلوم نيست آيا «عمرو» نام شخصى است و يا به طور مثال گفته شده است
عمّار
صحابى كبير و شهيد بزرگوار عمّار بن ياسر رضوان اللّه عليه، پدرش ياسر و مادرش سميّه اولين شهيد در اسلام هستند و عمّار از شكنجه ديدگان در راه خداست و از شيعيان خالص امير المؤمنين صلوات اللّه عليه است نام مباركش دو بار در «نهج» آمده، يكى آنگاه كه شنيد عمار در رابطه با مطلبى با مغيرة بن شعبه سخن مىگويد فرمود: «دعه يا عمّار فانّه لم يأخذ من الدين الّا ما قاريه من الدنيا و على عمد لبس على نفسه ليجعل الشهات عاذرا لسقطاته» حكمت ٤٠٥، اى عمار او را واگذار، او از دين اخذ نكرده مگر آنچه را كه به دنيا نزديكش كرده و از روى عمد كار را بر خود مشتبه كرده