مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٠٦ - عدن
خواهد بو (زيرا در صورت ظلم احتمال قيام مردم است).
درباره حضرت رسول ٦ فرموده: «و ختم به الوحى فجاهد فى الله المدبرين عنه و العادلين به» خ ١٣٣ ١٩١، وحى را با آن حضرت ختم كرد و او با اعراض كنندگان از خدا و با شريك قرار دهندگان به خدا، جنگيد
عدم
از اين ماده در قرآن مجيد نيامده است و آن بر وزن عقل و فرس مفقود كردن و بر وزن قفل و عنق و فرس به معنى مفقود شدن و نيست شدن است، پنج مورد از اين لفظ در «نهج» آمده است. در يك عبارت عجيب فرموده: «و ان الله سبحانه يعود بعد فناء الدنيا وحده لا شىء معه كما كان قبل ابتدائها... بلا وقت و لا مكان و لا حين و لا زمان عدمت عند ذلك الاجال و الاوقات و زالت السنون و الساعات فلا شىء الّا الله الواحد...» ح ١٨٦ ٢٧٦، يعنى: بعد از فناء دنيا، چيزى با خدا نمىماند و خدا تنها مىماند چنانكه قبل از انشاء عالم چنان بود، بدون وقت و مكان و بدون حين و زمان، آنوقت اجلها و وقتها معدوم مىشوند و ساعت و سالها زايل مىگردند.
بنابر نظريه حركت جوهرى. زمان از حركت مادّه زائيده مىشود، و مكان توسط اشغال فضا به وسيله ماده انتزاع مىشود و در صورت فناء عالم، ديگر بلا وقت و بلا زمان خواهد بود.
در وصف خداوند فرموده: «كائن لا عن حدث، موجود لا عن عدم» خ ١ ٤٠، خدا هست نه اينكه قبلا نبود و حادث شده است، بلكه ازلى است، خدا موجود است بى آنكه مسبوق به عدم باشد و در وصف دنيا فرموده: «العيش فيها مذموم و الامان منها معدوم» خ ٢٢٦ ٣٤٨
عدن
استقرار.
«عدن بمكان كذا: استقرّ»
معدن محلّ استقرار معدنيّات است، در مجمع البيان گويد: عدن و اقامت و خلود و نظير همند. از اين مادّه ده مورد در «نهج» آمده و همه بلفظ معدن و معادن است درباره انبياء فرموده: «و لو اراد الله سبحانه لانبيائه... ان يفتح لهم كنوز الذهبان و معادن العقيان... لفعل» خ ١٩٢ ٢٩١، ذهبان جمع ذهب و عقيان: طلاى خالص يا طلائى است كه خالص به وجود مىآيدو احتياج به تصفيه ندارد و آن مفرد است «معادن عقيان»: محلهاى استقرار طلا.
درباره بنى اميّه و امثال آنها كه اهل بيت را رها كردند فرموده: «معادن كلّ خطيئة و ابواب كلّ ضارب فى غمرة» خ ١٥٠ ٢٠٩ آنها محل استقرار هر گناه و درهاى هر گمراهى هستند