مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٥٨ - وكر
نپذيرفته بوديد براى شما آسانتر بود از آنكه اقرار كنيد و بپذيريد و بعد از آن خارج شويد.
تقيّه در اسلام
كتمان امر و اقرار به چيز ناحق در صورت خوف از ظالم مورد تأئيد اسلام و قرآن است خداوند فرمايد: ﴿«لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً»﴾ آل عمران: ٢٨ و نيز فرمود: ﴿«مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ»﴾ نحل: ١١٦ و از معصوم ٧ نقل شده كه فرمايد: «التقيّة دينى و دين ابائى» اين در عين حال يك امر طبيعى است و همه به آن عمل مىكنند، اهل سنت در عمل به تقيّه جاى خاصّى دارند ولى در قول آنرا انكار كرده و ناحق مىدانند جناب سيّد محمد تيجانى در بعضى از كتابهايش مىنويسد: با يك نفر از اهل سنت به اروپا و «لندن» رفتيم، او در راه تقيه را كار بدى دانسته و به شيعه حمله مىكرد، چون به «لندن» رسيديم در فرودگاه از ما علت مسافرت به لندن را پرسيدند ديديم اگر حقيقت امر را بگوئيم ما را بسيار معطّل خواهند نمود. لذا من (مثلا) گفتم براى عيادت بيمار آمدهام، او هم گفت: من مريض هستم براى معالجه آمدهام، ما را رها كردند، در راه به رفيقم: گفتم: رفيق تقيّه كردى، گفت تقيّه يعنى اين گفتم: آرى جز اين چيزى نيست ديدم قانع شد.
وكر
(مثل عقل) لانه پرنده در درخت باشد يا در كوه، جمع آن اوكار و وكور آيد و آن دو بار در «نهج» به كار رفته است، درباره معاد فرمايد: «اذا تصرّمت الامور... و ازف النشور اخرجهم من ضرائح القبور و اوكار الطيور و اوجرة السباع و مطارح المهالك سراعا الى امره...» خ ٨٣ ١٠٨ و چون كارهاى دنيا به آخر رسيد و قيامت نزديك شد، خداوند مردم را از گودال قبرها و لانههاى پرندگان و سوراخهاى وحوش و سقوطگاه مهالك خارج مىكند، كه با سرعت به طرف امر قيامت مىروند، مراد انسانهائى است كه پرندگان