مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٦٤ - ومض
٧ درباره او چنين گويد و او را بستايد درباره شهادت مالك اشتر به محمد بن ابى بكر مىنويسد: «انّ الرّجل الذى كنت ولّيته امر مصر... لاقى حمامه و نحن عنه راضون اولاه اللّه رضوانه» نامه ٣٤ ٤٠٨ گويند:
«اولاه معروفا: صنعه اليه
«يعنى خداوند رضايتش را نصيب او گردانيد، در حكمت ٣٩٣ فرموده: «خذ من الدنيا ما اتاك و توّل عمّا تولّى عنك فان انت لم تفعل فاجمل فى الطلب» از دنيا آنچه را كه بر تو روى آورده بگير و از آنچه رو گردانده روى برگردان و اگر چنان نكردى پس نيكو طلب كن. در حكمت ٤٤١ فرمايد: «الولايات مضامير الرجال» ولايتها و حكومتها ميدانهاى مسابقه مردان است چنانكه در مسابقه اسبها اسب قوى از ديگرى شناخته مىشود، هكذا حقيقت انسان در حكومت معلوم مىشود كه آدم عادل و مديرى است يا نه درباره عثمان فرموده: «كان على الأمّه وال احدث احداثا و اوجد النّاس مقالا فقالوا ثمّ نقموا فغيّروا» خ ٤٣ ٨٤، براى مردم عثمان حاكمى بود كه بدعتها به وجود آورد و مردم را وادار به انتقاد كرد، اوّل انتقاد كردند و سپس انتقام كشيدند و حكومت را تغيير دادند.
ومأ
اشاره با ابرو يا دست يا سر و مانند آن است گويند
«و ما اليه و مأ: اشار بحاجب اويد او غير ذلك»
و آن نعتى است در «أومأ» و فقط يك بار در «نهج» آمده است، در حكمت ٤٠٣ فرموده: «و من اومأ الى متفاوت خذلته الحيل» منظور از متفاوت، امور و اسباب مختلف است و مراد از «اومأ» اشاره و طلب مىباشد يعنى هر كس در رسيدن به مطلوب خود وسيلههاى مختلف و مخالف هم را در نظر بگيرد، تدبيرها او را خوار مىكنند و به مقصد نمىرسانند.
ومض
(مثل عقل و شرف) روشنائى خفيف برق آسمان، در لغت آمده:
«ومض البرق ومضا: لمع خفيفا و ظهر»
ايماض نيز بدان معنى است از اين مادّه فقط دو مورد در «نهج» آمده است، درباره ابرها در ابتداى خلقت فرموده: «حتى اذا تمخّضت لجّة المزن و التمع برقه فى كففه و لم ينم و ميضه فى كنهور ربابه و متراكم سحابه» خ